تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

پیشوند آپ

آپ پیشوند است و معنی کامل ، محض و مطلق می دهد و قبل از هر صفتی که می آید بر کامل بودن آن  آن تاکید می کند.مانند مثال های پست قبلی و مثال های زیر:

آپ آچیق : کاملاُ باز ، خیلی کم رنگ

آپ آیدین : کاملاُ آشکار

آپ آشکار: کاملاُ آشکار

آپ آغ : کاملاُ سفید

+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 17:25 |

صفت مرکب در ترکی آذربایجانی

در ترکی آذربایجانی صفت مرکب از دو یا چند کلمه ساخته می شود. مانند :

یام یاشیل  : کاملاُ سبز

گؤم گؤی : کاملاُ آبی

آغ آپ آغ: کاملاُ سفید

آپ آغ : کاملاُ سفید ، سفید سفید

آپ آچیق : کاملاُ باز ، خیلی کم رنگ

آپ آیدین : کاملاُ روشن ، واضح

آپ آشکار : کاملاُ آشکار ، مسلم

قیپ قیرمیزی : کاملاُ قرمز

دیپ دینقیلی: کاملاُ کوچک

داپ داغ: کاملاُ داغ ، بسیار گرم

داپ داز: کاملاُ کچل ، بدون هیچ موئی

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 19:40 |

صفت مرکب

صفت مرکب صفتی است که از دو جز یا بیشتر ساخته شده باشد.

مثال:

نیکوکار : کسی که کار نیک انجام می دهد.

درست کار : کسی که کار درست انجام می دهد.

ستم کار: کسی که ظلم و ستم می کند.

مددکار: کسی که به دیگران کمک می کند.

ورزش کار : کسی که ورزش می کند.

خدمت کار : کسی که خدمت می کند.

شرمگین : کسی که شرمنده است.

اندوهگین : کسی که غصه و اندوه دارد.

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 19:32 |

صداهای طبیعی:

صداهای طبیعی همان اسم صوت هستند و اسم صوت هم اسم مرکبی است که از صداهای طبیعی گرفته شده است . و بیان کننده صدای خاص انسان یا حیوان و یا به هم خوردن اشیا و ... است .

مانند :

واق واق : صدای آواز سگ وقتی که می خواهد گاز بگیرد.

شر شر : آواز ریختن آب از ناودان یا آبشار یا از بلندی دیگر

چهچه : نام آواز بلبل

جیک جیک : نام آواز گنجشکان و مرغان

عو عو : صدای سگ وقتی که پارس می کند.

قار قار : نام آواز کلاغ

ماع ماع : نام آواز گاو

میو میو : نام آواز گربه

پچ پچ : نام آواز  راز و نجوا ست.

نق نق : نام آواز کودک که چیزی را آهسته و پیوسته و یا آوازی گریه مانند می خواهد.

تاپ تاپ : نام آواز زدن کف دست بر متکا یه بالش یا نظیر آن.

لای لای : ریتم آواز هنگام خواباندن کودک است.

تق تق : آواز نرم و پیاپی خوردن تخته به تخته و یا چیز دیگر است.

پیش پیش : آوازی که به وسیله آن گربه را صدا می کنند.

مرغ قد قد می کند.

خروس قوقولی قوقو می گوید.

بره و گوسفند و بز و بزغاله بع بع می کنند.

برگرفته از: فرهنگ لغات زنده یاد دهخدا

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 19:24 |

اتباع یا کؤلگه سؤز

اتباع در لغت نامه دهخدا :

به معنی پس روی کردن ، در پی رفتن ، پیروی کردن است.

همچنین اتباع کلمه ای است که معنی خاصی ندارد و به همراه جفت خود بر زبان ما جاری می شود.

مثال :

کار و بار ، خان و مان ، تار و مار ، قبیح و شقیح ، ترق و توروق ، شالاپ و شولوپ

مثل ترق که در لغت نامه دهخدا به معنی آواز بلندی است که از شکستن و یا فتادن دو چیز سخت به وجود می آید.

ترت و مرت : ناچیز و معدوم

شذر مذر: متفرق ، پراکنده

پرت و پلا : پخش و پلا

*

در ترکی آذربایجانی به کلمه اتباع ، کؤلگه سؤز می گوئیم.

مانند :

ائو مئو- زیر زیبیل 

کؤلگه سؤز

+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 20:51 |

حالت سوالی فعل

در ترکی آذربایجانی می توانیم با اضافه کردن کلمه « می » و « مو » جمله مان را به جمله سوالی تبدیل کنیم.

می ؟ : آیا ؟ مگر؟

مو ؟ : آیا ؟ ، مگر ؟

مانند :

بیلیرسینیزمی ؟ : آیا می دانید؟

خالق قیزینی سنه گؤستره ر می ؟ : مگر مردم دخترشان را به شما نشان میدهند . ( تاجر عسگرین خالاسی آرشین مال آلان فیلمینده )

بودورمو؟ : آیا این است؟

اوخویورمو؟ : آیا می خواند؟

*

دئمه لییم کی بیز سوروشماقلاریمیزدا « می » یادا « مو » آرتیرمیریق.

*

سن گلیرسن؟ ( سن گلیرسن می؟) : آیا تو می آیی ؟

او گلیر ؟ ( او گلیرمی؟ ) : آیا او می آید؟

اونلار گلیرلر؟( اونلار گلیرلرمی؟) : آیا آنها می آیند؟

سیز گلیرسیز؟ ( سیز گلیرسینیزمی؟ ) : آیا شما می آیید؟

  

+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 19:44 |

حرف تکمیلی در ترکی آذربایجانی

حرف « ی » و « یه » و « یا » که مابین دو حرف صدادار قرار می گیرد حرف تکمیلی

 نامیده می شود.

مانند :

قارقایا داش آتما. ( به کلاغ سنگ پرتاب نکن. )

کیشی یه باخما. ( به مرد نگاه نکن .)

لاله یه سو وئر.( به لاله آب بده.)

*

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 21:29 |

صرف فعل در ترکی آذربایجانی

در زبان آذربایجانی هنگام صرف افعال ریشه فعل تغییر نمی کند. اما در پنج فعل ( دئمک ، یئمک ، گئتمک ، ائتمک ، ائشیتمک ) که آنها را به دو شکل صرف می کنیم ، ریشه فعل تغییر می کند.

دئمک : دئمه ک ، گفتن

دئییم : بگویم

دییه جاغام : خواهم گفت

دییه م : اگر بگویم

یئمک : یئمه ک ، خوردن

یئ ییم : بخورم

یی یم : ییه م ، اگر بخورم

یییه جاغام : خواهم خورد

گئتمک : گئتمه ک ، رفتن

گئت : برو

گئتمه : نرو

گئدیرم : می روم

گئدیردیم : می رفتم

ائیمک : ائتمه ک

ائ دیرم : انجام می دهم

ائتمه : نکن

بیز دانیشاندا چوخلو ائله مک ایشله دیریوخ.

ائشیتمک : ائشیتمه ک ، شنیدن

ائشیدیرم : می شنوم

ائشیت : بشنو

ائشیتمیر : نمی شنود

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 12:5 |

جمله پرسشی - کلمه پرسشی

به جمله ای که در مورد کسی یا چیزی یا کاری یا غیره سوال می کند ، جمله پرسشی می گوئیم. پس جمله پرسشی جمله ای است که در آن پرسشی باشد.  در جمله پرسشی ، بیشتر وقتها کلمه پرسشی در اول جمله قرای می گیرد. بعضی وقتها در ساختن جمله پرسشی از کلمه پرسشی استفاده نمی شود . آن وقت ما باید از آهنگ پرسشی بفهمیم که گوینده از ما سوال می کند یا حرف می زند.

مثال :

فردا سر کلاس می روی؟ / ساباحلاری کلاسا گئده جاخسان؟

کارهایت را تمام کردی ؟ / ایشلریوی قورتاردین؟

خوب خوابیدی ؟ / یاخجی یاتدین؟

*

کلمه پرسشی

کلمات پرسشی کلماتی هستند که با آنها جمله پرسشی می سازیم.

به کجا ؟ / هارا ؟

کجا ؟ / هارا ؟

کی ؟ / هاچان؟ ، ناواخ ؟

چگونه ؟ / نئجه ؟

چرا ؟ / نییه ؟

 کدام ؟ / هانکیسی؟

برای چه کسی ؟ / کیمین اوچون؟

برای چه ؟ / نییه ؟ نئیچون ؟

چند ؟ / نئچه ؟

*

کلمه پرسشی آیا / می

کلمه پرسشی آیا در زبان فارسی در اول جمله نوشته می شود.

مانند :

آیا کتاب را خریدی ؟

در ترکی آذربایجانی می یا مو در آخر جمله و متصل به فعل می آید.

مثال :

کتابی آلدین می؟

بو گلن قولو دور مو؟

گلیرسن می؟ / آیا تو می آیی؟

کتابی اوخودون مو ؟ / آیا کتاب را خواندی؟

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 12:30 |

صرف فعل گلمک - گه لمه ک = آمدن

زمان حال ساده

گلیرم - گه لیره م = می آیم

گلیرسن - گه لیرسن = می آیی

گلیر - گه لیر = می اید

گلیریک - گه لیریک = می آییم

گلیرسیز - گه لیرسیز = می آیید

گلیرلر - گه لیرله ر = می آیند

*

ماضی ساده

گلدیم - گه لدیم = آمدم

گلدین - گه لدین = آمدی

گلدی - گه لدی = آمد

گلدیک - گه لدیک = آمدیم

گلدیز - گه لدیز = آمدید

گلدیلر - گه لدیله ر = آمدند

*

ماضی استمراری

گلیردیم - گه لیردیم = می آمدم

گلیردین - گه لیردین = می آمدی

گلیردی - گه لیردی = می آمد

گلیردیک - گه لیردیک = می آمدیم

گلیردیز - گه لیردیز = می آمدید

گلیردیلر - گه لیر دیله ر = می آمدند

*

ماضی مطلق

گلمیشم - گه لمیشه م = آمده ام

گلمیسن - گه لمیسه ن = امده ای

گلیب - گه لیب = آمده است

گلمیشیک - گه لمیشیک = آمده ایم

گلمیسیز - گه لمیسیز = آمده اید

گلیبلر - گه لیبله ر = آمده اند

*

ماضی التزامی

گلم - گه له م = آمده باشم

گلسن - گه له سه ن = آمده باشی

گله - گه له = آمده باشد

گلک - گه له ک = آمده باشیم

گله سیز - گه له سیز = آمده باشید

گله لر - گه له له ر= آمده باشند

*

ماضی بعید

گلمیشیدیم - گه لمیشیدیم = آمده بودم

گلمیشیدین - گه لمیشیدین = آمده بودی

گلمیشیدی - گه لمیشیدی = آمده بود

گلمیشیدیک - گه لمیشیدیک = آمده بودیم

گلمیشیدیز = آمده بودید

گلمیشیدیلر - گه لمیشیدیله ر = آمده بودند

*

ماضی التزامی

گلم - گه له م = بیایم

گلسن - گه له سه ن = بیایی

گله - گه له = بیاید

گلک - گه له ک = بیاییم

گله سیز - گه له سیز = بیایید

گله لر - گه له له ر = بیایند

*

مضارع مستمر

بودوهانا گلیرم = دارم می آیم

بودوهانا گلیرسن = داری می آیی

بودوهانا گلیر = دارد می اید

بودوهانا گلیریک = داریم می آییم

بودوهانا گلیرسیز = دارید می آیید

بودوهانا گلیرلر = دارند می آیند

*

آینده

گله جه یم - گله جاغام = خواهم آمد

گله جکسن - گله جاخسان = خواهی امد

گله جک - گله جاغام = خواهم آمد

گله جیه ییک - گله جاغوخ = خواهیم آمد

گله جکسیز - گله جاخسیز = خواهید آمد

گله جکلر - گله جاخلار = خواهند آمد

  *

صرف مضارع مستمر به روایت ایمله شک

گلمک‌ده‌یم، گلمک‌ده‌سن، گلمک‌ده‌دیر ، گلمک ده ییک ، گلمک ده سیز ، گلمک ده دیلر

*

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 12:47 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد