تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

               اقسام اضافه

 

اقسام اضافه از ترکیب مضاف و مضاف الیه همیشه مفهوم همانند و یکسان به دست نمی آید . به عبارت دیگر ، مضاف الیه همیشه یک نوع مفهوم و معنی خاص به مضاف نمی افزاید ، بلکه میان مضاف و مضاف الیه ، روابط گوناگون و متفاوتی از قبیل مالکیت ، همانندی ، بیان نوع و جنس ، اختصای برقرار می کند  . از این رو اضافه  از حیث مفهومها و پیوندهای موجود میان مضاف و مضاف الیه اقسامی پیدا می کند . اقسام اضافه عبارتند از :

1 – اضافه ملکی   2 – اضافه تخصیصی  3 – دضافه توضیحی  3 – اضافه توضیحی   4 – اضافه بیانی یا جنسی   5 – اضافه تشبیهی   6 – اضافه استعاری    7 – اضافه اقترانی    8 – اضافه بنوت ( فرزندی )

...

1 – اضافه ملکی : در اضافه ملکی میان مضاف و مضاف الیه ، رابطه مالک و ملک  یعنی صاحب مال و مال ، دارنده و دارائی برقرار است بدین معنی که مضاف الیه مالک و دارنده مضاف است .

مانند : باغ علی ( باغی که صاحب آن علی است . )

کتاب لیلی ( کتابی که صاحب آن لیلی است . )

...

2 – اضافه تخصیصی : در اضافه تخصیصی مضاف ، مخصوص مضاف الیه است .

مانند :

کلاس درس ، لباس ورزش ، کمد آشپزخانه

...

فرق بین اضافه ملکی و اضافه تخصیصی :

در اضافه ملکی بیشتر وقتها مضاف الیه انسان است که می تواندئ مالک باشد و در مضاف تصرف کند . اما در اضافه تخصیصی اینگونه نیست .

به عنوان مثال وقتی می گوئیم کتاب علی ، از کتابی صحبت می کنیم که صاحبش علی است و علی انسان است . اما وقتی می گوئیم کتاب درس ، از کتابی صحبت می کنیم که مخصوص درس است و درس جاندار نیست .

...

3 – اضافه توضیحی : در اضافه توضیحی  مضاف اسم عام و مضاف الیه نام مضاف است و درباره مضاف توضیحی می دهد و نوع آن را مشخص می کند .

مانند : کشور ایران خلیج فارس کوه سهند

...

4 – اضافه بیانی یا جنسی : در اضافه بیانی یا جنسی مضاف الیه جنس مضاف را بیان می کند .

مانند :

لباس ابریشم  ( یعنی لباسی که جنس آن از ابریشم است . )

انگشتر طلا (  یعنی انگشتری که جنس آن از طلاست .)

...

5 – اضافه تشبیهی : در اضافه تشبیهی میان مضاف و مضاف الیه رابطه شباهت و هماهنگی است یعنی در آن یا مضاف را به مضاف الیه تشبیه می کنند و یا مضاف الیه را به مضاف تشبیه می کنند .

مانند :

روی ماه و لب لعل ( تشبیه مضاف به مضاف الیه ) یا برعکس ماه روی و لعل لب ( تشبیه مضاف الیه به مضاف )

...

6 – اضافه استعاری : در اضافه استعاری مضاف در غیر معنی حقیقی خود به کار می رود .

مانند :

دست روزگار مرا از دامان مادر جدا کرد .

در جمله بالا دست به معنی حوادث به کار رفته است .

...

7 – اضافه اقترانی : در اضافه اقترانی میان مضاف و مضاف الیه معنی و رابطه مقارنت و همراهی است .

مثال :

دست ادب بر سینه نهاد ( دستی که همراه ادب بود )

پای اردات در میان گذاشت . ( پایی که همراه ارادت بود . )

دست رد بر سینه او زد .

فرق میان اضافه استعاری و اضافه اقترانی :

الف ) در اضافه استعاری ، اصل استعاره بر پایه تشبیه استوار است ، چون استعاره در واقع تشبیهی است که یکی از طرفین آن ذکر نشود . اما در اضافه اقترانی تشبیهی وجود ندارد .

ب ) در اضافه اقترانی مضاف الیه اسم معنی است و مفهوم یکی از عواطف و حالات درونیانسانی را دارد .

مانند :

دیده احترام ، دست ادب ، نگاه خشم

که در اضافه استعاری چنین نیست .  

8 – اضافه بنوت ( فرزندی ) : در اضافه بنوت اسم فرزند بر اسم پدر و یا مادر اضافه می شود . یعنی مضاف فرزند مضاف الیه است .

مانند :

یعقوب لیث ( یعقوب فرزند لیث ) 

عیسای مریم ( عیسی فرزند مریم )

محمد زکریا ( محمد فرزند ذکریا )

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 22:25 |

            نقش بدلی اسم

 

گاهی اسم در جمله همراه اسم دیگری می آید که نام  یا نام دیگر و یا یکی از خصوصیات صاحب اسم از قبیل لقب ، شهرت ، شغل و عنوان او را می رساند و او رابه  مخاطب یا خواننده بهتر می شناساند . ما به این اسم یا کلمه بدل می گوئیم .

مانند :

1 - این بلوزم را رحیمه خیاط دوخته است .

در جمله بالا رحیمه متمم است و خیاط بدل اوست و شغل او را می رساند .

بدل گاهی تنها می آید . مانند خیاط در مثال بالا و گاهی هم همراه با وابسته هائی می آید . به مثالهای زیر توجه کنید :

2 - با اولدوز ، خواهرکوچک الناز ، به خرید رفتیم . ( اولدوز متمم فعل است و خواهر کوچک الناز که مضاف الیه و صفت او هستند ، بدل از اولدوز است  و مقام و نسبت اولدوز را به الناز نشان می دهد . )

3 - شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا ، از دانشمندان بزرگ جهان است . ( شیخ الرئیس نهاد جمله است و مقصود از ابوعلی سینا نیز اوست که نام دیگر وی است . )

4 - دهخدا ، علامه و محقق نامدار و بزرگ ، به زبان و فرهنگ ایران ، خدمت شایانی کرده است . ( دهخدا هاد و فاعل جمله است و منظور از علامه یا علامه و محقق نامدار و بزرگ نیز دهخدا است که لقب و عنوان و مقام دهخدا را بیان می کند . )

پس در جمله های بالا رحیمه ، اولدوز ، ابوعلی سینا ، علامه که به تنهائی یا با وابسته هائی همراه اسمهائی آمده اند و نام یا نام دیگر و یا یکی از خصوصیات آن اسمها را بیان داشته اند حالت بدلی می گوئیم .

ضمیر و صفت نیز می توانند نقش بدلی داشته باشند .

مانند :

من خود گفتم .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 22:23 |

 

در ادامه فعل متعدی ( گذرا ) :

 

گفتیم فعلی که بی مفعول ، معنی جمله را تمام نمی کند ، به عبارت دیگر فعلی که به مفعول نیاز دارد تا معنی خود را کامل کند و از فاعل به مفعول برسد فعل متعدی یا گذرا نامیده می شود .

مانند : مریم غذا را آورد .

در جمله بالا مفعول وجود دارد و اگر مفعول ( غذا ) یا نشانه مفعول ( را ) را از جمله حذف کنیم ، جمله ما معنی کامل خود را از دست می دهد .

وقتی می گوئیم مریم آورد . شنونده می پرسد : مریم چه چیزی را آورد ؟

بعضی از فعلها هم به صورت لازم و هم به صورت متعدی به کار می روند .

مانند :

باران بارید .

پروین از دیده اشک بارید .

بارید در جمله اول ما لازم ( ناگذر ) است و در جمله دوم ما متعدی ( گذرا ) است .

به ( بارید ) و اینگونه فعلها ، فعلهای دو وجهی یا دوگانه ( ذو وجهین ) می گوئیم . اگر به بن مضارع بعضی از فعلها اندن یا انیدن اضافه کنیم فعل به متعدی تبدیل می شود .

مانند :

لرز ( بن مضارع از لرزیدن ) + اندن = لرزاندن

لرز ( بن مضارع از لرزاندن ) + انیدن = لرزانیدن

...

فعل متعدی را می توانیم به این ترتنیب دوباره متعدی کنیم که در این صورت فعل به متتم تازه احتیاج خواهد داشت . به عبارت دیگر فعل هم متمم و هم مفعول خواهد گرفت و بدون مفعول و متمم معنی آن کامل نخواهد شد .

مانند :

مادر غذا را به کودک خورانید

مادر غذا را به کودک خوراند .

در جمله های بالا غذا ( مفعول ) است و  کودک ( متمم ) است .به این نوع فعل که دوباره متمم شده است فعل سببی می گوئیم .

بعضی از فعلهای متعدی بدون اینکه دوباره با اندن متعدی شده باشند ، علاوه بر مفعول به متمم نیز احتیاج دارند .

مانند :

علی کتاب را به حسن داد .

بعضی از فعلهای متعدی ، مانند فعلهای دو وجهی به دو صورت به کار می روند یک بار فقط مفعول می گیرند و یک بار هم مفعول و هم متمم می گیرند .

مانند :

شاگرد درس را یاد گرفت . ( در این جمله فعل فقط مفعول دارد . )

معلم درس را به شاگرد یاد داد . ( در این جمله فعل هم مفعول و هم متمم دارد . )

همه فعلها چه لازم و چه متعدی ممکن است یک یا چند متمم داشته باشند . به مثالهای زیر توجه کنید :

علی رفت . ( فعل لازم ، بدون متمم )

علی به مدرسه رفت . ( فعل لازم ، یک متمم )

علی با تاکسی به مدرسه رفت . ( فعل لازم ، دو متمم )

احمد خواهرش را برد . ( فعل متعدی ، بدون متمم )

احمد خواهرش را از خانه با اتوبوس به مدرسه برد . ( فعل متعدی ، سه متمم )  

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 0:39 |

نقش منادائی ( ندائی ) اسم :

اسم اگر در جمله مورد ندا و خطاب قرار گیرد منادا نامیده می شود و نقش آن اسم را نقش منادائی می گویند

مانند : ای خدا ای رازدار بندگان شرمگینت .

...

نقش تمیزی :

کاهی اسم در جمله و در ارتباط با فعل می آید که نه فاعل است ، نه مفعول و نه متمم ، بلکه نسبت مبهمی را در جمله روشن می کند و بدون آن جمله معنی کامل و روشن ندارد . اینگونه اسامی را در دستور زبان فارسی تمیز می گوئیم .

مانند :

همه بچه ها به مادرم خاله می گفتند .

...

نقش قیدی :

اسم گاهی در جمله به مفهوم قید به کار می رود در این صورت می گوئیم اسم نقش قیدی دارد .

مانند :

من فردا به کلاس می روم .

...

نقش وصفی یا صفتی :

همان گونه که صفت در بسیاری از جاها به جای اسم می نشیند و نقش آن را می پذیرد ، اسم نیز گاهی در جمله در مفهوم و نقش صفت به کار می رود .

مانند :

دلی سنگتر از دل تو نیست .

...

نقش مضاف الیهی :

اسم گاهی با کسره به کلمه بعد از خود اضافه می شود ، کلمه دوم گاهی صفت است ، مانند : پدر مهربان آمد .

 در این جمله مخاطب نمی داند کدام پدرمورد نظر است . ( می پرسد ، پدر که ؟ )

گاهی اسم است .مانند : پدر نسرین آمد . ( در این جمله پدر با کسره به نسرین نسبت داده شده است .)

...

تعریف مضاف و مضاف الیه : افزودن اسم را با کسره به اسم دیگر اضافه می گوئیم .کلمه اول را که حرف آخر آن کسره دارد مضاف و کلمه دورم را مضاف الیه می گوئیم . و نقش مضاف الیه را نقض مضاف الیهی یا نقض اضافی می گوئیم .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 22:30 |
 

۲ - نقش مسندی اسم

۳ - نقش مفعولی اسم

۴ - نقش متممی اسم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 22:2 |
 

مطابقت فعل با نهاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 23:58 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد