تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

 

                      صفت مبهم :

 

صفت مبهم ، صفتی است که همراه اسم می آید و نوع و چگونگی یا شماره و مقدار آن را به طور نامعین می رساند .

مانند :

هر ، فلان ، چندین

هر کاری وقتی دارد .

علی فلان کتاب را دوست دارد .

مهران امروز چندین کتاب خرید .

صفتهای مبهم معروف :

هر ، همه ، دیگر ، هیچ ، فلام ، بهمان ، خیلی ، کمی ، بسیاری ، اندکی ، قدری ، برخی ، بعضی ، پاره ای ، چند ، چندین ، چندان

هامیسی ، داها ، هیچ ، کیمسه ، چوخ ، آز ، چوخلو ، آزجانا ، بیر آز ، نئیچه ، بیر خیردا

یادآوری :

جز « هر » که همیشه همراه اسم می آید و صفت است ريا، همه صفتهای مبهم نیز مانند صفتهای اشاره و پرسشی و .... گاهی تنها و بی همراهی اسم می آیند و در این صورت ضمیر مبهم نامیده می شوند .
+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 12:32 |

                                   صفت تعجبی :

 

صفت تعجبی ، صفتی است که همراه اسم می آید و تعجب گوینده را از چگونگی یا مقدار موصوف می رساند . صفت تعجبی با آهنگ مخصوصی که شگفتی را می رساند ادا می شود .

مانند :

چه ، چقدر ، عجب

گفت : به به ! چه قدر زیبائی !

چه سری ! چه دمی ! عجب پائی !

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 12:30 |

                                   صفت پرسشی

 

صفت پرسشی ، صفتی است که با آن از نوع یا چگونگی یا مقدار موصوف پرسش می کنند

مانند : چه ، چگونه ، چند

شما در چه شهری به دنیا آمده اید ؟

اهواز چگونه شهری است ؟

شما از کدام هنرمند سخن می گوئید ؟

معروفترین صفتهای پرسشی عبارتند از :

چه ، کدام ، کدامین ، چگونه ، چه طر ، چه جور ، چه سان ، چندم ، چندمین ، چند ، چه قدر ، چه مقدار ، چه اندازه ، هیچ

نه ، نئجه ، نه جور ، نه سه یاق ، نه ته هر ، نئچه مینجی ، نه قدیر ، نه بویدا ، هانسی  .

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 12:29 |

صفت شمارشی ،

شماره و تعداد چیزی را بیان می کند .

مانند : چهار کتاب ( در این جمله چهار صفت شمارشی کتاب است )

در دستور زبان پیشین به صفت شمارسی عدد می گفتند .

اسمی که همراه صفت شمارشی می آید موصوف یا معدود نامیده می شود .

چهار ( صفت شمارشی )  - کتاب ( موصوف یا معدود )

اقسام صفت شمارشی :

1 – صفت شمارشی اصلی : صفت شمارشی اصلی به صفتهائی می گوئیم که بدون اضافه کردن پسوند یا پیشوند می آیند و شماره وعدود ( موصوف ) خود را بیان می کنند .

مانند : یک ، دو ، سه ، چهل ، بیست ، هزار ، صد ( بیر ، ایکی ، اوچ ، قیرخ ، ییرمی ، مین ، یوز )

2 – صفت شمارشی ترتیبی : صفتی است که ترتیب قرار گرفتن موصوف ( معدود ) را می رساند . صفت ترتیبی را از صفت شمارشی می سازند . اینگونه که به آخر صفت شمارشی اصلی ضمه ای اضافه می کنند و پس از آن لفظ م یا مین اضافه می کنند .

مانند :

پنجم   ، پنجمین ، نهمین ، هزارمین ( بئشینجی ، بئشیمینجی ، دوققوزومونجو ، مینیمینجی )

3 – صفت شمارشی کسری ، یا عدد کسری : صفتهای شمارشی هستند که یک یا چند جز از یک یا چند واحد را می رسانند .

مانند : یک دهم ، سه پنجم ، دو صدوم ، یک هزارم ( اون دا بیر ، اوچ دن بئش ، یوزه ایکی ، مین ده بیر )

در صفت شمارشی کسری اول عدد جز ، سپس واحد اصلی را بیان می کنند مانند : سیزده صدم .13/0

اما در ترکی آذربایجانی اول واحد اصلی را می گوئیم بعد عدد جز را . مانند : یوزده اون اوچ

4 – صفت شمارشی توزیعی : که معدود ( موصوف ) را به بخشهای برابر تقسیم می کند و آن از تکرار عدد اصلی به دست می آید .

مانند : یک یک ، دو دو ، صد صد ( بیر بیر ، ایکی ایکی ، یوز یوز )

گاهی میان دو عدد مکرر « ب » می افزایند .

مانند یک بیک ، دوبدو ، سه بسه ( بیر به بیر ، ایکی به ایکی ، اوچ به اوچ )

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 22:52 |

ماضی استمراری : به وقوع فعلی در زمان گذشته دلالت می کند . کاری که در گذشته انجام و استمرار یافته است .

ماضی استمراری به این طریق ساخته می شود که به ماضی مطلق ( ور  یا یر ) اضافه می کنیم .

به مثالهای زیر که در ماضی مطلق نوشته ایم دقت کنید :  

گؤردوم  : دیدم    

اوخودوم : خواندم

ووردوم : زدم

دوتدوم : گرفتم

گؤتوردوم : برداشتم

قویدوم : گذاشتم

دوردوم : ایستادم

قورخدوم : ترسیدم

قورتولدوم : تمام شدم

قوودوم : راندم

قوروتدوم : خشک کردم

یوردوم : خسته کردم

قیردیم : شکستم

یئدیم : خوردم

یازدیم : نوشتم

آپاردیم : بردم

قالخدیم : بلند شدم

آییلدیم : بیدار شدم

میندیم : سوار شدم

تاپدیم : پیدا کردم

...

در اینجا همان افعال ماضی مطلق را به ماضی استمراری تبدیل می کنیم .

گؤروردوم : می دیدم 

اوخووردوم : می خواندم

ووروردوم : می زدم

دوتوردوم : می گرفتم

گؤتوروردوم : برمی داشتم

قویوردوم : می گذاشتم

دوروردوم : بلند می شدم

قورخوردوم : می ترسیدم

قورتولوردوم : تمام می شدم

قووردوم : می راندم

قورودوردوم : خشک می کردم

یوروردوم : خسته می کردم

قیریردیم : می شکستم

یئییردیم : می خوردم

یازیردیم : می نوشتم

آپاریردیم : می بردم

قالخیردیم : بلند می شدم

آییلیردیم : بیدار می شدم

مینیردیم : سوار می شدم

تاپیردیم : پیدا می کردم

اگر دقت کنید علامت ماضی استمراری در زبان فارسی می است که به اول ماضی مطلق اضافه می شود .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 18:27 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد