تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

قید مختص 

 

قید مختص : قید مختص قیدی است که به جز نقش قیدی نقش دیگری در جمله نمی پذیرد .

مانند : هنوز ، هرگز ، البته ، همواره

این قیدها همیشه در جمله به صورت قید هستند .

من هرگز با او سفر نمی کنم .

او همواره کار می کند .

من هنوز با او حرف نزده ام .

کلمه های هرگز ، همواره ، هنوز در این جمله ها قید هستند . در هر جمله دیگری هم که بیایند نقش قید را دارند .

کلمه هایی ( عربی ) که در آخر آنها نون تنوین دو زبر هست همه در زبان فارسی قید مختص هستند .

مانند :

احتمالا ً ، اجبارا ً ، اصلا ً ، احتراما ً ، اوّلا ً ، ثانیا ً ، جمعا ً ، مثلا ً ، سریعا ً ، ضمنا ً ، مخصوصا ً ، دائما ً ، تقریبا ً ، کاملا ً ، معمولا ً ، اتفاقا ً

اکثر دستور نویسان استفاده کلمه های تنوین دار غیر عربی مثل زبانا ً ، تلفنا ً و ... را درست نمی دانند .

بعضی از ترکیبات و کلمه های عربی هم در زبان فارسی به صورت قید مختص به کار می رود .

مانند :

حتی المقدور ، الآن ، فی الفور ، بالطبع ، مادام آخرالامر

 

 تئز ، گئج ، ساغ ، سول

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 1:36 |

قید

 

واژه ای است که به مفهموم فعل اضافه می شود و توضیحی درباره فعل می دهد .

مانند :

علی تند آمد .

علی دوان دوان آمد

علی بیرون رفت .

کلمه « تند : و « دوان دوان » چگونگی آمدن علی را بیان می کند . و آن را به معنی جدید وابسته و مقید می کند .

به جز این ، واژه ای که به مفهوم صفت ، مسند ، قید و یا مصدر چیزی اضافه کند و درباره آن توضیحی بدهد قید نامیده می شود .

...

قید برای صفت :

شاگرد  بسیار کوشا   

در اینجا « بسیار » قید است و « کوشا » برای شاگرد صفت است .

...

قید برای مسند :

او بسیار کوشاست .

در این مثال « بسیار » قید است و « کوشا » مسند است .

...

قید برای قید دیگر :

او بسیار خوب می خواند .

در این مثال « خوب » قید برای « می خواند » است . و « بسیار » برای « خوب » قید است

...

قید برای مصدر :

تا به حال تند رفتن او را ندیده بودم .

در این مثال « تند » قید است و « رفتن » مصدر است .

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:19 |

ضمیر مشترک : کلمه « خود » ضمیر مشترک است و به جای هر شش شخص به کار می رود .

ضمیر مشترک بیشتر وقتها همراه با ضمیر های شخصی می آید .

خودم ، خودت ، خودش ، خودمان ، خودتان ، خودشان

اؤزوم ، اؤزون ، اؤزو ، اؤزوموز ، اؤزوز ، اؤزلری

مثال :

خودم گفتم  ( اؤزوم دئدیم )

خودت گفتی ( اؤزون دئدین )

خودش گفت ( اؤزو دئدی )

خودمان گفتیم ( اؤزوموز دئدیک )

خودتان گفتید ( اؤزوز دئدیز )

خودشان گفتند ( اؤزلری دئدیلر )

...

ضمیر اشاره : واژه های « این » و « آن » ضمیر اشاره هستند .

« این » ضمیر اشاره به نزدیک است .  

« آن » ضمیر اشاره به دور است .

این : بو

اینها : بونلار( بولار )

آن : او

آنها : اونلار( اولار )

این و آن و نیز دو ضمیر او و ایشان وقتی همراه حرف اضافه « به » می آیند گاهی و به ویژه در زبان شعر و ادب ، به صورت زیر به کار می روند :

بدین ، بدان ، بدو ، بدیشان ، به جای ، به این ، به آن ، به او ، به ایشان

...

ضمیر پرسشی : تمام واژه هائی که جانشین اسم می شوند و برای پرسش به کار می روند ، ضمیر پرسشی هستند و مهمترین آنها عبارتند از :

که ، چه ، کدام ، کجا ، چند ، کی ، کو ، چگونه ، چطور ، چسان ، چه جور ، چندم ، چه قدر

کیم ، نه ، هانسی ، هارا ، نئچه ، ناواخ ، هانی ، نئجه ، نه سه یاق ، نه جور ، نئچه مینجی ، نه قه دیر

که + است = کیست ( موضوع چیست ؟ )

چه + است = چیست ( مقصر کیست ؟ )

...

تفاوت ضمیر پرسشی و صفت پرسشی :

ضمیر پرسشی جانشین اسم است و به جای اسم می آید . مانند : کدام  را می خواهید ؟ ( هانسینی ایستیرسیز ؟ )

صفت پرسشی وابسته اسم است و همراه اسم می اید مانند : کدام لیوان را می خواهید ؟ ( هانسی لیوانی ایستیرسیز ؟ )

...

ضمیر تعجبی : ضمیر تعجبی واژه های « چه » « چه عجب » و ... هستند وقتی همراه اسم نیایند حالت تعجب را می رسانند .

مانند : به به چه از این بهتر !

...

ضمیر مبهم : ضمایر مبهم ضمایری هستند که بر کس یا چیز و یا مقدار مبهمی دلالت می کنند . وقتی تنها و بدون همراهی اسم می ایند .

همه ، هیچ ، یکی ، دیگری ، دیگران ، یکی دیگر ، کسی ، هر کس ، هر که ، هر چه ، فلان ، بهمان ، این و آن ، خیلی ، کمی ، قدری ، بعضی ، برخی ، چند ، چندی و ... جزء ضمیرهای مبهم هستند

این واؤه ها نیز اگر همراه اسم بیایند ، صفت مبهم به شمار می آیند .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:45 |

                   ضمیر

 

ضمیر : ضمیر کلمه ای است که به جای اسم می نشیند و نقشهای مختلف اسم را می پذیرد . از تکرار اسم جلوگیری می کند .

اسمی را که ضمیر به جای آن می آید مرجع ضمیر می گوئیم .

مانند : خدایا تو ، خود شاهدی .

در جمله بالا دو ضمیر « تو » و « خود » به جای خدا آمده اند . پس خدا مرجع هر دو ضمیر است .

ضمیرها از هر جهت یکی نیستند و اقسام گوناگونی دارند .

اقسام ضمیر :

1 – ضمیر شخصی

2 – ضمیر مشترک

3 – ضمیر اشاره

4 – ضمیر پرسشی

5 – ضمیر تعجبی

6 – ضمیر مبهم

...

ضمیر شخصی :

ضمیر شخصی ضمیری است که برای هریک از اشخاص ساخت و گونه جداگانه دارد

ضمیر شخصی شش ساخت یا صیغه دارد .

1 – من ، م ( من )

2 – تو ، ت ( سن )

3 – او ( وی ) ، ش ( او )

4- ما ، مان ( بیز )

5 – شما ، تان  ( سیز )

6 – ایشان ، شان ( اونلار، اولار )

اقسام ضمیر شخصی :

ضمیر شخصی دو گونه است  . منفصل ( جدا ، گسسته ) . متصل ( پیوسته )

ضمیر شخصی منفصل ضمیری است که به کلمه پیش از خود نمی چسبد .

( من ، تو ، او ، ما ، شما ، ایشان )

اول شخص مفرد   کتاب من

دوم شخص مفرد  کتاب تو

سوم شخص مفرد  کتاب او  

اول شخص جمع  کتاب ما

دوم شخص جمع کتاب شما

سوم شخص جمع  کتاب ایشان

ضمیر شخصی متصل ضمیر است که به کلمه پیش از خود می چسبد .

( م ، ت ، ش ، مان ، تان ، شان )

اول شخص مفرد  کتابم

دوم شخص مفرد کتابت

سوم شخص مفرد کتابش

اول شخص جمع کابمان

دوم شخص جمع کتابتان

سوم شخص جمع کتابشان

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:1 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد