تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

حذف در اجزای جمله – 2

 

اجزای مختلف جمله گاهی  به تنهائی و زمانی همراه با اجزی دیگر حذف می شوند انواع حذف در اجزای جمله :

 1 – حذف فعل :  گاهی فعل را حذف می کنیم .

مانند :

چه کسی پشت در بود ؟ / قاپینیین دالیسیندا کیم ایدی ؟

پروین . ( یعنی پروین بود . ) پروین ( پروین ایدی . )

او نه راه پس داشت و نه راه پیش . ( او نه راه پس داشت و نه راه پیش داشت . )

اونون نه دالی قاییتماغا یولو واریدی نه قاباغا دوشمه یه ( اونون نه دالییا قاییتماغا یولو واریدی ، نه قاباغا دوشمه یه یولو واریدی )  

2 – حذف نهاد :

در جمله های امری ، بیشتر وقتها نهاد حذف می شود .

بیا اینجا ( تو بیا اینجا )

گل بورایا ( سن گل بورایا )

در جمله های همپایه که فاعل آنها همپایه است ، فاعل در جمله اول می آید و در جمله دوم نمی آید .

مریم ناهارش را خورد و به خیاط رفت .( مریم ناهارش را خورد و مریم به خیاط  رفت . )

مریم ناهارینی یئدی و درزییه گئتدی ( مریم ناهارینی یئدی و مریم درزییه گئتدی . )

در جمله های پاسخی هم نهاد مانند دیگر اجزای جمله حذف می شود

رویا کجاست ؟ -  در بیمارستان ( رویا در بیمارستان است )

رویا هاردا ؟ - خسته خانادا ( مریم خسته خانادادیر . )  

3 – حذف مسند :

مسند اگر غیر فعل باشد همراه فعل ربطی حذف می شود .

پرویز داد می کشد نه پروانه ( پرویز داد می کشد، پروانه داد نمی کشد . )

4 – حذف مفعول :

مفعول همراه حرف نشانه را حذف می شود .

کتابی بسیار خوب خریدم و خواندم .( کتابی بسیار خوب خریدم و کتاب را خواندم )

بیر گؤزل کیتاب آلدیم و اوخودوم . ( بیر گؤزل کیتاب آلدیم و کیتابی اوخودوم . )  

5 – حذف متمم :

متمم همراه حرف اضافه حذف می شود .

سر کلاس رفتم اما دیر رسیدم ( سر کلاس رفتم ، اما دیر سرکلاس رسیدم . )

کلاسا گئتدیم اما بئواخ یئتیردیم ( کیلاسا گئتدیم ، اما کیلاسا بئواخ یئتیردیم . )

6 – حذف قید :

دیروز پیش دوستم رفتم و دو ساعت پیش او ماندم . ( دیروز پیش دوستم رفتم و دیروز دو ساعت پیش او ماندم . )

دونه ن یولداشیمین یانینا گئتدیم و ایکی ساعات اونون یانیندا قالدیم . ( دونه ن یولداشیمین یانینا گئتدیم و دونه ن ایکی ساعات اونون یانیندا قالدیم . )

7 – حذف حرف اضافه :

فردا سینما می رویم . ( فردا به سینما می رویم . )

ساباح سینامایا گئده جاغوخ

8 – حذف حرف ربط :

بیا بریم پیاده روی ( بیا تا به پیاده روی برویم . )

گل گئداخ قدم وورماغا

9 – حذف همه اجزای جمله :

علی امروز به مدرسه نیامده بود ؟ نه -  ( نه ، علی امروز به مدرسه نیامده بود . )

علی بوگون مدرسییه گلمدی ؟ گلدی  - یوخ ( یوخ ، علی بوگون مدرسییه گلمدی )

10 – حذف در جمله های پاسخی :

بیشتر وقتها کلمه ای که مورد پرسش است گفته می شود و بقیه حذف می شود . یعنی اگر پرسش درباره نهاد باشد و کلمه پرسشی به جای نهاد نشسته باشد ، در جمله پاسخی فقط نهاد بیان می شو و اگر پرسش درباره مفعول باشد ، فقط مفعول بیان می شود .

مثالها :

نهاد : چه کسی فریاد کشید ؟ -  من ( من فریاد کشیدم )

 کیم باغیردی ؟ - من ( من باغیردیم . )

مسند : پروانه کیست ؟  - من ( من پروانه هستم . )

 پروانا کیمدی ؟ - من ( من پروانه هستم . )

مفعول : شما با چه کسی  کار دارید ؟ - با مریم ( من با مریم کار دارم . )

 سیز کیمنه ن سیز ؟ - مریم نه ن ( مریم نه نه م )

متمم : شما به چه کسی سلام دادید ؟ - به علی ( من به علی سلام دادم . )

سیز کیمه سلام وئردیز ؟ - علی یه ( علی یه سلام وئردیم . )

قید : او کی به خانه برگشت ؟ - امروز ( او امروز به خانه برگشت . )

او ناواخ ائوه قاییتدی ؟ - بوگون ( او بوگون ائوه قایتدی . )

 

 
+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 22:34 |
جذف در اجزای جمله - ۱

الف ) عرف زبان 

ب ) حذف به قرینه لفظی

ج ) حذف به قرینه معنوی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 21:10 |
 

جمله مستقل یا کامل - جمله ناقص

جمله مثبت - جمله منفی یا سلبی

جمله معترضه

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 20:29 |

 

اقسام جمله - ۲

 

جمله از نظر فعل سه گونه است .

1 – جمله فعلی :

جمله فعلی جمله ای استن که با فعل تام ( غیر ربطی ) ساخته شده باشد .

مانند :

خورشید درخشید .

نهاد      فعل تام

2 – جمله اسنادی :

جمله اسنادی جمله ای است که با فعل ربطی ساخته شده باشد ، به عبارت دیگر مسند آن صفت یا کلمه دیگری باشد که به وسیله فعل ربطی به نهاد نسبت داده شود .

مانند :

او عصبانی است .

او ( نهاد ) ، عصبانی ( مسند ) ، است ( فعل ربطی )

3 – جمله بی فعل :

جمله بی فعل جمله ای است که در ظاهر فعل ندارد ، اما از حیث ساخت ، دارای فعل تام و فعل ربطی است و فعل به قرینه لفظی یا معنوی و یا به حکم عرف زبان حذف شده است .

مانند :

عبور ممنوع   =  عبور کردن از این قسمت ممنوع است .

...

جمله از حیث ساختمان دو گونه است :

1 – جمله ساده :

جمله ساده جمله ای است که در آن تنها یک فعل به کار رفته است .

مانند :

علی بیمار است .

2 – جمله مرکب :

جمله مرکب جمله ای است که در آن بیش از یک فعل به کار رفته است .

جمله های ساده به وسیله یک حرف ربط با هم پیوند می یابند و جمله مرکب می سازند .

جمله مرکب برای جلوگیری از تکرار بعضی از اجزای  جمله های ساده به کار می رود .

مانند :

حاکم یکی از نزدیکان خود را برای جست و جوی درخت و چیدن میوه آن راهی هندوستان کرد .

ببخش تا بخشوده شوی .

همین که به خانه رسیدم به تو خبر می دهم .

.............................

 

جمله های ساده ای که جمله مرکب را تشکیل می دهند ، از حیث استقلال معنی و وابستگی یکی به دیگری بر دو نوع هستند :

1 – جمله پایه :

جمله پایه جمله ساده ای است که در جمله مرکب می آید و بیشتر اوقات منظور اصلی گوینده یا نویسنده را می رساند .

مانند :

به درماندگان کمک کن .

هفته آینده سه روز مرخصی دارم .

2 – جمله پیرو :

جمله پیرو جمله ساده ای است که در جمله مرکب همراه جمله پایه می آید و وابسته یا پیرو نامیده می شود .جمله پیرو مفهومی مانند شرط و زمان و علت و نتیجه و جز آن را به مفهوم جمله پایه اضافه می کند . جمله پیرو قابل تاویل به مصدر و صفت است .

مانند :

همین که به خانه رسیدم .

.................................

تشخیص جمله پایه و پیرو :

1 – جمله ای که منظور اصلی را می رساند جمله پایه است .

2 – جمله پیرو بیشتر همراه با یکی از حروف ربط مانند ( تا ، عهمینکه ، که ، اگر ، زیرا ، .... ) می آید .

3 – بیشتر وقتها جمله پیرو ناقص است . در حالی که جمله پایه کامل است و مفهوم اصلی را می رساند .

4  - جمله پیرو قابل تاویل به مصدر و صفت بیانی است .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 13:14 |

اقسام جمله ( 1 )

 

در تعریف جمله گفتیم : جمله مجموع کلمه هائیست که فکرها ، خواسته ها و عواطف ما را نشان می دهد . ما به وسیله جمله ها سخن می گوئیم . جمله ساده ترین وسیله ارتباطی ماست .

جمله را از جهت طرز بیان و چگونگی رساندن پیام می توان به چهار دسته تقسیم کرد :

جمله خبری ، جمله پرسشی ، جمله عاطفی ، جمله امری

1 – جمله خبری : جمله ای که به واسطه آن از واقع شدن کاری یا بودن و پذیرفتن حالتی به صورت مثبت یا منفی خبر می دهیم ، جمله خبری می نامیم .

به عبارت ساده جمله ای که در آن درباره موضوعی یا وقوع کاری خبری می دهیم جمله خبری می گوئیم .

مانند :

فردا هوا سردتر می شود .

قیصر امین پور درگذشت .

2 – جمله پرسشی : جمله ای است که در آن در مورد موضوعی سوال می شود .

مانند :

او چه می گوید ؟

در را خوب قفل کردی ؟

3 – جمله امری : جمله ای است که انجام دادن کار و یا داشتن حالتی را از کسی درخواست می کنیم .

مانند :

تلویزیون را خاموش کن .

4 – جمله عاطفی : جمله ای است که یکی از عواطف انسانی مانند تعجب ، تاسف ، خوشنودی ، آرزو ، دعا، اندوه ، تحسین  و خشم و نفرت را می رساند .

مانند :

ای کاش همه مثل تو بودند .

عجب هوائی !

افسوس که موفق به دیدارش نشدم .

............................................

جمله از نظر حیث نظم دو گونه است :

1 – جمله مستقیم یا دستورمند :

جمله مستقیم جمله ای است که اجزا و ارکان آن ، نظم طبیعی و جایگاه مخصوص خود با داشته باشند .

مانند :

مریم و محمود دیروز با هم به خانه ما آمدند .

2 – جمله غیر مستقیم یا نادستورمند :

جمله  غیرمستقیم جمله ای است که در آن نظم طبیعی جمله بر هم خورده و اجزا و ارکان در جای خاص خود قرار نداشته باشند .

  

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 9:39 |

صرف فعل ترکی آذربایجانی در زمان حال

                      

گلیرم : می آیم 

دئییرم : می گویم

یئییرم : می خورم

گئییرم : می پوشم

وئریرم : می دهم

ائشیدیرم : می شنوم

پیشیریرم : می پزم

ائشیدیرم : می شنوم

ایشلیرم : کار می کنم

...

دؤیولورم : زده می شوم

گؤتورورم : برمی دارم

اؤسکورورم : سرفه می کنم

گؤزلورم : منتظرم

دؤنورم : برمی گردم

دؤیورم : می زنم

...

آپاریرام : می برم

باخیرام : نگاه می کنم

آلیرام: می گیرم

داریخیرام : دلتنگم

آغلیرام : گریه می کنم

آییلیرام : بیدار می شوم

قاینادیرام : می جوشانم

قایتاریرام : برمی گردانم

دانیشیرام : صحبت می کنم

آسقیریرام : عطسه می کنم

باغلیرام : می بندم

چاغیریرام : صدا می کنم

باغیریرام : فریاد می زنم

باسدیریرام : رویش را می پوشانم

...

اوخورام : می خوانم

قورخورام : می ترسم

سوروشورام : می پرسم

وورورام : می زنم

دوغرورام : خرد می کنم

توتورام : می گیرم

اوچورام : پرواز می کنم

اونودورام : فراموش می کنم

 ...

گلیرم : می آیم

گلیرسن: می آیی

گلیر : می آید

گلیریک (گلیروخ ) : می آییم

گلیرسیز( گلیرسینیز ) : می آیید

گلیرلر ( گلیللر ) : می آیند

...

اؤسکورورم: سرفه می کنم

اؤسکورورسن : سرفه می کنی

اؤسکورور : سرفه می کند

اؤسکوروروک ( اؤسکوروروخ ) : سرفه می کنیم

اؤسکورورلر : سرفه می کنند

...

آسقیریرام : عطسه می کنم

آسقیریرسان : عطسه می کنی

آسقیریر : عطسه می کند

آسقیریریک ( آسقیریروخ ) : عطسه می کنیم

آسقیریرسیز ( آسقیریرسینیز ) : عطسه می کنید

آسقیریرلار : عطسه می کنند

...

سوروشورام : می پرسم

سوروشورسان : می پرسی

سوروشور : می پرسد

سوروشوروخ : می پرسیم

سوروشورسوز : می پرسید

سوروشورلار : می پرسند

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 20:45 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد