نقش و کاربرد ضمیر - ۱
ضمیرها واژه هائی هستند که جانشین اسم می شوند و نقشهای مختلفی را در جمله به عهده می گیرند .
نقشهای مهمی که ضمیرها به عهده می گیرند ، عبارتند از :
نقش نهادی
ضمیرهای زیر در نقش نهادی به کار می روند :
ضمیر شخصی منفصل : من فردا به مسافرت خواهم رفت .
من ساباح سفره گئده جاغام .
ضمیر مشترک ( خود ) : خودت این مطلب را به من گفتی .
اؤزون بو سؤزو منه دئدین .
ضمیر اشاره : این خورد . آن شکست .
بو یئدی . او سیندیردی .
ضمیر پرسشی : که آمد ؟ کجا رفته بودا ؟
کیم گلدی ؟ هارا گئتمیشدین ؟
ضمیر تعجبی : وای چه حرفی ! نه بابا !
واخسئی نه سوزدور ! یوخ بابام !
ضمیر مبهم : هرکس به شهر خود شهریار است .
هره اژزونه بیر به ی دیر .
نقش مسندی :
ضمیرهای زیر در نقش مسندی به کار می روند :
ضمیر شخصی منفصل : شما حسین آقا هستید ؟ - بله ، حسین من هسنم .
حسین آقا سیزسیز؟ - بلی ، حسین منم .
ضمیر مشترک ( خود ) پیر خودتی .
قوجا اؤزونسن .
ضمیر اشاره : شما کی هستید ؟
سیز کیم سیز ؟
ضمیر مبهم : همه گناهان به گردن فلنی نیست .
گناهلارین هامیسی فیلانکسین بوینوندا دئییل .
نقش مفعولی :
ضمیرهای زیر در نقش مفعولی به کار می روند .
ضمیر شخصی منفصل : مریم تو را نرنجانید ، تو او را رنجاندی .
مریم سنی اینجیتمدی ، سن اونو اینجیتدین .
ضمیر شخصی متصل : ( دیدمت:تو را دیدم ) ، ( گفتمش: به او گفتم ) ،(خواندمش : آن را خواندم )
ضمیر مشترک ( خود ) : خود را برای من نگیر .
اؤزونو منه توتما ( ایفاده ساتما )
ضمیر مشترک ( خویشتن ) : این بود که خویشتن را شناختم .
بوجورسو اولدو کی اؤزومو تانیدیم .
ضمیر اشاره : آن را بردار .
اونو گؤتور .
ضمیر پرسشی : با چه کسی حرف می زنی ؟
کیم نه ن دانیشیرسان ؟
ضمیر تعجبی : فلک با من چه ها کرد !
فلک منه نه لر ائیله دی !
ضمیر مبهم : همه آمده بودند .
هامی گلمیشدی .
یاتمیش هامی بیر الله اویاقدیر داها بیر من
مندن آشاغی کیمسه یوخ اوندان دا یوخاری
« شهریار »
نقش متممی
ضمیرهای زیر در جمله نقش متمم را بر عهده دارند :
ضمیر شخصی منفصل : مریم با شما هیچ خرفی ندارد . خودش گفت .
مریمین سنین له هئچ سؤزو یوخدور ، اؤزو منه دئید .
ضمیر شخصی متصل : ازت خواهش می کنم حرف گوش کنی .
سندن خواهیش ائیلیرم سؤزه باخاسان .
ضمیر مشترک ( خود ) من به خود او گفتم .
من اونون اؤزونه دئدیم .
ضمیر مشترک ( خویشتن ) همه را با خویشتن برد .
هامیسینی اؤزوینه ن آپاردی .
ضمیر اشاره : به او هیچ نگو .
اونا هئچ نه دئمه .
ضمیر مبهم : من از کسی نمی ترسم .
من هئچ کیمسه ده ن قورخمورام .
نقش منادائی :
در نقش منادائی دو ضمیر به کار می روند :
1 – ضمیر شخصی منفصل :
گفت اکنون چون منی ای من ! درآ
نیست گنجایی دو من را در سرا
« مولانا »
2 – ضمیر اشاره : ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست .
نقش تمیزی
ضمیرهای زیر در جمله نقش تمیزی می پذیرند :
ضمیر پرسشی : در آلمانی به نور مهتاب چه می گویند ؟
آلمانی جه آی ایشیقینا نه دئییرلر ؟
...
ای بیزی یوخدان یارادان تانری میز
ضمیر مبهم : او کسی است که ترحم نمی شناسد .
او بیریسی دیر کی رحم گؤیول لوکو تانیمیر .