تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

 

روش نفی کردن فعل در زمان حال ساده

 

نفی فعل گلمه ک ( گه لمه ک ) : آمدن ،  در زمان حال ساده

علامت نفی در ترکی آذربایجانی حرف م است .

من گلمیرم : من نمی آیم ( گل + م + یرم )

سن گلمیرسن : تو نمی آیی ( گل + م + یرسن )

او گلمیر : او نمی آید ( گل + م + یر )

بیز گلمیریک : ما نمی آییم ( گل + م + ریک ) یا ( بیز گلمیروخ : ما نمی آییم . به لهجه تبریز )

سیز گلمیرسیز : شما نمی آیید ( گل + م + یرسیز)

اولار گلمیرلر : آنها نمی آیند ( گل + م + یرلر )

...

نفی فعل آپارماق: بردن ، در زمان حال ساده

من آپارمیرام : من نمی برم

سن آپارمیرسان : تو نمی بری

او آپارمیر : او نمی برد

بیز آپارمیریق : ما نمی بریم یا ( بیز آپارمیروخ : ما نمی بریم . به لهجه تبریز )

سیز آپارمیرسیز : شما نمی برید

اولار آپارمیرلار : آنها نمی برند

...

نفی فعل سوروشماق : پرسیدن ، در زمان حال ساده

من سوروشمورام : من نمی پرسم

سن سوروشمورسان : تو نمی پرسی

او سوروشمور : او نمی پرسد

بیز سوروشموروق : ما نمی پرسم

سیز سوروشمورسوز : شما نمی پرسید

اولار سوروشمورلار : آنها نمی پرسند

...

 نفی فعل دئمه ک : گفتن ، در زمان حال ساده

من دئمیرم ( دئمیره م) : من نمی گویم

سن دئمیرسن ( دئمیرسه ن ) : تو نمی گوئی

او دئمیر : او نمی گوید

بیز دئمیریک : ما نمی گوئیم یا ( بیز دئمیروخ : ما نمی گوئیم . به لهجه تبریز )

سیز دئمیرسیز : شما نمی گوئید یا ( سیز دئمیسوز : شما نمی گوئید  به لهجه تبریز )

اولار دئمیرلر : آنها نمی گویند

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 18:10 |
۱ - صرف فعل گلمه ک در زمانهای مختلف   

۲ - صرف فعل گلمه ک در زمان حال ساده

۳ - صرف فعل گلمه ک در زمان حال ساده 

 صرف فعل گلمه ک ( گه لمه ک ) : آمدن  در زمان حال ساده

 

من گلیرم ( گه لیر ه م ) : من می آیم

سن گلیرسن ( گه لیرسه ن ) : تو می آیی

او گلیر ( گه لیر ) : او می آید

بیز گلیریک ( گه لیریک ) : ما می آییم  یا ( بیز گلیروخ : ما می آییم . به لهجه تبریز )

سیز گلیرسیز ( گه لیرسیز ) : شما می آیید

اولار گلیرلر ( گه لیرله ر ) : آنها می آیند

...

صرف فعل آپارماق : بردن در زمان حال ساده

من آپاریرام : من می برم

سن آپاریرسان : تو می بری

او آپاریر : او می برد

بیز آپاریریق : ما می بریم یا ( بیز آپاریروخ : ما می بریم . به لهجه تبریز )

سیز آپاریرسیز : شما می برید .

اولار آپاریرلار : آنها می برند ( اولار آپاریللار : آنها می برند )

....

صرف فعل سوروشماق : پرسیدن در زمان حال ساده

من سوروشورام : من می پرسم

سن سوروشورسان : تو می پرسی

او سوروشور : او می پرسد

بیز سوروشوروق : ما می پرسیم

سیز سوروشورسوز : شما می پرسید

اولار سوروشورلار : آنها می پرسند ( اولار سوروشوللار : آنها می پرسند )

...

صرف فعل دئمه ک : گفتن در زمان حال ساده

من دئییرم ( دئییره م ) : من می گویم یا ( من دیییره م : من می گویم به لهجه تبریز )

سن دئییرسن ( دئییرسه ن ) : تو می گوئی یا ( سن دیییرسه ن : تو می گوئی . به لهجه تبریز )

او دئییر : او می گوید  یا ( او دییر : او می گوید . به لهجه تبریز )

بیز دئییریک : ما می گوئیم یا ( بیز دییروخ : ما می گوئیم . به لهجه تبریز )

سیز دئییرسیز : شما می گوئید ( سیز دییسوز : شما می گوئید . به لهجه تبریز )

اولار دئییرلر : آنها می گویند  یا ( اولار دییرلر : آنها می گویند . به لهجه تبریز )

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 18:9 |

کاربرد و نقش ضمیر – 2

 

نقش قیدی : ضمیرهای زیر در جمله نقش قیدی دارند .

ضمیر اشاره

این قدر زودرنج نباش . این همه سربه سر دیگران نگذار . این قدر خودت را اذیت نکن .

بو قدیر ده یمه دوشر اولما . بو قدیر اؤزگه لر نه ن باش باشا قویما . بو قدیر اؤزووی اینجیتمه .

ضمیر پرسشی

کی آمد ؟ چه قدر حرف خواهی زد  ؟ کجا می خواهی بروی ؟

کیم گلدی ؟ نه قدیر دانیشاجاقسان ؟ هارا ایستیرسن گئده سن ؟

ضمیر تعجبی

ای وای چه حرفهائی می زنی ! تو چقدر خوبی !

واخسئی نه سؤزلر دانیشیرسان !  سن نه مهربانسان !

صمیر مبهم

خیلی خسته ام . یک کمی می خوابم .

چوخ یورغونام ، بیر خیردا یاتاجایام .

...

نقش  اضافه یا مضاف الیهی : ضمیرهای زیر در جمله می توانند مضاف الیهی یا اضافه باشند .

ضمیر شخصی منفصل :

خدا پشت و پناه شما باشد .

الله سیزه یار اولسون .

ضمیر شخصی متصل :

به حالش زار زار گریستم .

حالینا حزین – حزین آغلادیم .

ضمیر مشترک ( خود ) :

حرف خود را پس گرفتم .

سؤزومو دالی آلدیم .

ضمیر مشترک ( خویش ) :

او از حق خویش گذشت .

اؤز حقیندن کئچدی .

ضمیر مشترک ( خویشتن ) :

از کرده خویشتن پشیمانم

« مسعود سعد سلمان »

گؤردوغوم ایشیمدن چوخ پئشمانام .

ضمیر اشاره :

این پیراهن بهتر از آن یکی است .

بو کؤینه ک او بیرسیندن یاخجی دیر

ضمیر پرسشی :

شما پسر که هستید ؟

سیز کیمین اوغلوسوز ؟

ضمیر مبهم :

خدا همه را هدایت کند .

الله هامینی هدایت ائله سین .

...

نقش بدلی : ضمیرهای زیر می توانند در جمله نقش بدلی داشته باشند .

ضمیر مشترک ( خود ) :

این کار ، خود خوب است .

بو ایشین اؤزو یاخجی دیر .

ضمیر اشاره :

علی دائی همان که توپ در دست دارد فوتبالیست مشهوری است .

علی دائی اوکی توپ الینده دیر، چوخ آدلی سانلی بیر فوتبالیست دیر .

....

ضمیر متصل مفعولی :

ضمیر شخصی متصل می تواند در جمله سه نقش ( مفعولی ، متممی ، اضافی ) داشته باشد .

هرگاه ضمیر شخصی متصل همراه بعضی از فعلهای متعدی بیایدو نقش مفعولی بگیرد ، آن را ضمیر متصل مفعولی می نامیم .

مانند

خواندم + ش = خواندمش ( آن را خواندم )

گفتم + ش = گفتمش ( به او گفتم ، او را گفتم )

...

این ضمیرها وقتی همراه با حرف اضافه بیایند ضمیرهای متصل متممی نامیده می شوند .

مانند :

ازش پرسیدم = از او پرسیدم .

باهات قهرم = با تو قهرم .

...

این ضمیرها همچینین می توانند نقش اضافی در جمله داشته باشند که آنگاه ضمیر متصل اضافی نامیده می شوند .

مانند :

کتابت = کتاب تو

کیفم = کیف من

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 1:26 |

نقش و کاربرد ضمیر - ۱

 

ضمیرها واژه هائی هستند که جانشین اسم می شوند و نقشهای مختلفی را در جمله به عهده می گیرند .

نقشهای مهمی که ضمیرها به عهده می گیرند ، عبارتند از :

نقش نهادی 

ضمیرهای زیر در نقش نهادی به کار می روند :

ضمیر شخصی منفصل : من فردا به مسافرت خواهم رفت .

من ساباح سفره گئده جاغام .

ضمیر مشترک ( خود ) : خودت این مطلب را به من گفتی .

اؤزون بو سؤزو منه دئدین .

ضمیر اشاره : این خورد . آن شکست .

بو یئدی . او سیندیردی .

ضمیر پرسشی : که آمد ؟ کجا رفته بودا ؟

کیم گلدی ؟ هارا گئتمیشدین ؟

ضمیر تعجبی : وای چه حرفی ! نه بابا !

واخسئی نه سوزدور ! یوخ بابام !

ضمیر مبهم : هرکس به شهر خود شهریار است .

هره اژزونه بیر به ی دیر .

نقش مسندی :

ضمیرهای زیر در نقش مسندی به کار می روند :

ضمیر شخصی منفصل : شما حسین آقا هستید ؟ - بله ، حسین من هسنم .

حسین آقا سیزسیز؟ - بلی ، حسین منم .

ضمیر مشترک ( خود ) پیر خودتی .

قوجا اؤزونسن .

ضمیر اشاره : شما کی هستید ؟

سیز کیم سیز ؟

ضمیر مبهم : همه گناهان به گردن فلنی نیست .

گناهلارین هامیسی فیلانکسین بوینوندا دئییل .

نقش مفعولی :

ضمیرهای زیر در نقش مفعولی به کار می روند .

ضمیر شخصی منفصل : مریم تو را نرنجانید ، تو او را رنجاندی .

مریم سنی اینجیتمدی ، سن اونو اینجیتدین .

ضمیر شخصی متصل : ( دیدمت:تو را دیدم ) ، ( گفتمش: به او گفتم )  ،(خواندمش : آن را خواندم )

ضمیر مشترک ( خود ) : خود را برای من نگیر .

اؤزونو منه توتما  ( ایفاده ساتما )

ضمیر مشترک ( خویشتن ) : این بود که خویشتن را شناختم .

بوجورسو اولدو کی اؤزومو تانیدیم .

ضمیر اشاره : آن را بردار .

اونو گؤتور .

ضمیر پرسشی : با چه کسی حرف می زنی ؟

کیم نه ن دانیشیرسان ؟

ضمیر تعجبی : فلک با من چه ها کرد !

فلک منه نه لر ائیله دی !

ضمیر مبهم : همه آمده بودند .

هامی گلمیشدی .

یاتمیش هامی بیر الله اویاقدیر داها بیر من

مندن آشاغی کیمسه یوخ اوندان دا یوخاری

« شهریار »

نقش متممی 

ضمیرهای زیر در جمله نقش متمم را بر عهده دارند :

ضمیر شخصی منفصل : مریم با شما هیچ خرفی ندارد . خودش گفت .

مریمین سنین له هئچ سؤزو یوخدور ، اؤزو منه دئید .

ضمیر شخصی متصل : ازت خواهش می کنم حرف گوش کنی .

سندن خواهیش ائیلیرم سؤزه باخاسان .

ضمیر مشترک ( خود ) من به خود او گفتم .

من اونون اؤزونه دئدیم .

ضمیر مشترک ( خویشتن ) همه را با خویشتن برد .

هامیسینی اؤزوینه ن آپاردی .

ضمیر اشاره : به او هیچ نگو .

اونا هئچ  نه دئمه .

ضمیر مبهم : من از کسی نمی ترسم .

من هئچ کیمسه ده ن قورخمورام .

نقش منادائی :

در نقش منادائی دو ضمیر به کار می روند :

1 – ضمیر شخصی منفصل :

گفت اکنون چون منی ای من ! درآ

نیست گنجایی دو من را در سرا

« مولانا »

2 – ضمیر اشاره : ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست .

نقش تمیزی

ضمیرهای زیر در جمله نقش تمیزی می پذیرند :

ضمیر پرسشی : در آلمانی به نور مهتاب چه می گویند ؟

آلمانی جه آی ایشیقینا نه دئییرلر ؟

...

ای بیزی یوخدان یارادان تانری میز

ضمیر مبهم : او کسی است که ترحم نمی شناسد .

او بیریسی دیر کی رحم گؤیول لوکو تانیمیر .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 16:5 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد