تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

نقش « ده » یا « دا » در ترکی آذربایجانی

« ده » یا « ده » نقش های زیادی در جمله دارد

۱- حرف ربط است و اگر به صورت پسوند یا اضافه باشد معنی آن « در » و « در محل » می شود. یعنی به صورت مفعول فیه استعمال می شود.

۲-  تایید انجام قطعی امری که درباره اش صحبت می شود

سؤز وئریب گلجک ده : قول وئریب حتمن گلجک. قول داده و به یقین خواهد آمد.

۳-  نسبت به امر مورد گفتگو ، تردید و شک و عدم یقین گوینده را بیان می کند.

دئییرسن ده : بیر سؤزدو دانیشیرسان دا ( حرفی است می زنی دیگر)

گؤرریک ده : خواهیم دید ، تا ببینیم

۴- بعد از کلمات دوغرودان مفعهوم آن را تقویت می کند.

سن دوغرودان دا گؤزل سن : تو به حق زیبائی

۵- اگر قبل از کلمات ربط « ده و دان » و یا « کی » بیاید مفهوم دوام و استمرار انجام یا عدم انجام امری را بیان می کند.

ایستی لر دوشمور ده کی دوشمور: هوا گرم نمی شود که گرم نمی شود.

۶-  به معنی البته ، منطقی بودن امری را که انجام یافته یا انجام خواهد یافت تائیید می کند

بئله ائله سه گلمزده : اگر چنین کند ، البته نمی آید

۷-  بعد از مفهوم آن را برجسته تر می کند و معنی نفی و هیچ را بیان می کند.

اونون حققینده دانیشماز دا : در باره او هرگز حرف نمی زند.

سنین بو پرده لی سؤزونه یوخام دا : هیچ با این حرف سرپوشیده تو موافق نیستم.

بو جاوانلارا سؤز باشا سالماق اولمور دا : هیچ نمی توان به این جوانها حرف حالی کرد.

۸-  در مقام سوان معنی مگر و هیچ می دهد .

بو قدرده یاغینتی اولار؟ : این قدر هم باران می بارد ؟

۹-  به معنی « علاوه بر» و « هم » و« نیز» می دهد.

دانیشماغا دیلی ده وار : برای حرف زدن زبان هم دارد.

گوناهکار اودوغو حالدا دانیشیردا : در حالی که گناهکار است حرف هم می زند.

۱۰- در جمله شرطی معنی « اگرچه » و « اگر هم » را بیان می کند.

ال له شه ده فایداسی یوخدور : اگر تلاش هم بکند فایده ندارد.

گؤرسم ده تانیمارام : اگر هم ببینم نمی شناسم.

۱۱-  به جای « و » استعمال می شود.

آلیب دا تئز قاییت : بگیر و زود برگرد.

۱۲-  به معنی « علاوه بر این » و « از سوی دیگر » و « هنوز » استفاده می شود.

اوتانمیردا دانیشیر : علاوه بر اینکه خجالت نمی کشد بازگو هم می کند.

۱۳- به معنی « حتی » و « همچنین »

ایجلاسا قوجالاردا یاشلی آروادلاردا گلمیشدی: پیرمردان و همچنین زنان مسن هم و سالخورده هم به مجلس آمده بودند.

ائله سؤز دانیشیرسان پیشمیش تویوغون دا گولمه یی گلیر : حرفی می زنی که مرغ پخته هم خنده اش می گیرد .

۱۴-  معنی « لااقل » و « باری » را می رساند.

بونجا اوخودون یورول دا بار : این همه خواندی لاقال باری خسته شو.

۱۵- به معنی « دیگر »

دا سنه نه دئییم ؟  : دیگر به تو چه بگوی.

۱۶ -  بعد از صیغه امر تاکید را می رساند .

گل ده : بیا دیگر

تئز اول دا : زود باش دیگر

۱۷-  در مقام تاسف و پشیمانی و یا اعتراف به کار می رود.

بیر ایش ایدی اولدو دا: کاری بود ، شد دیگر

۱۸- در مقام تایید و تصدیق یک کار یا امری استعمال می شود.

دلی زاد دا دئییل ها ! : ( تصدیق می گکنم که ) دیوانه نیست

بو خالق دا سنین کیمی وطن داش دیر دا : ( تایید می کنم که ) این مردم هم مثل تو هموطن هستند  

۱۹-  به کلمه قبل از خود رنگ و مفهوم « استهزا » و « کنایه » و « بی اعتنائی » و « بی توجهی » می دهد .

ادام دی دا : آدمی است دیگر.

بوش شئی دیر دا : چیز بی خاصیتی است.

۲۰- چند مثال

ائوده : در خانه

اونو سن ده بیلیرسن : آن را تو هم می دانی

باغ دا : در باغ

دانیشسا دا باریشمارام : اگر هم حرف بزند با او آشتی نمی کنم.

سن اونودا بیلدین : تو آن را هم دانستی

نه ده گؤزل شئی : چقدر هم زیبا

هئچ ده : به هیچ وجه

هم یازلیق هم ده قیش لیق : هم بهاری هم زمستانی

یورولدوم دا آجیخدیم : خسته و گرسنه هستم.

گلسم ده باریشمارام : حتی اگر هم بیایم با او آشتی نمی کنم

گؤردو ده سالام وئرمه دی : اگرچه دید سلام نکرد

گؤرمه دیم ده : ندیدم دیگر

گولدوم ده آغلادیم دا : هم خندیدم ، هم گریستم

نه او گلدی نه ده بو : نه آن آمد نه این

 

منبع : بهزاد بهزادی

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 15:2 |
ادات چیست : ادات به کلماتی می گوئیم که به طور مستقل

 معنی ندارند و در جمله برای ربط دادن کلمات و یا بیان احساس

به کار می روند.

مثال

برای بیان هیجان : نه ، ده ، دا ، نئجه ، قوی ، سا

ادات استفهامی : مگر ، بس ، می ، می ، مو ، مو

ادات تاکید : کی ، تکی ، تکجه

ادات تصدیق : بلی ، هه ، هه ن ، هه یه

ادات انکار : یوخ ، خئیر ، هئچ ، اصلن ، ابدن

منبع : بهزاد بهزادی

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 21:59 |

قالبهای نوین شعر

شعر نیمائی : در قالب نیمائی مثل قالب کهن شعر می توانیم مصراع ها را هجابندی کنیم. یعنی مبنای وزن در شعر نیمائی و قالبهای کهن مثل هم است.

شعر سپید : در شعر سپید وزن وجود ندارد و شاعر پابند قافیه هم نیست. ظاهر این نوع شعر بیشتر به نثر شبیه است.

شعر آزاد : در شعر آزاد وزن به شکل کم رنگی به چشم می خورد. یعنی شعر در میان وزن و بی وزنی قرار دارد. در شعر آزاد وجود وزن حس می شود اما وزنها زیاد با هم مطابقت ندارند.

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 2:53 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد