نکره
نکره در لغت به معنی درشت ، خشن ، گنده ، هیولا ، زمخت و نتراشیده و نخراشیده سات.
یکی که با صدای نتراشیده نخراشیده اش داد و قال می کند و حرف می زند می گوئیم : نکره سسیوی آتما باشیوا.
اما در دستور زبان نکره به اسمی می گوئیم که در نزد شنونده معلوم نباشد.
علامت نکره در زبان فارسی « ی » است.که به آخر اسم جنس می آید.
مثال :
مردی را دیدم : یک مرد دیدم.
از کنار مدرسه ای می گذشتم : از کنار یک مدرسه می گذشتم.
او مغازه ای را به من نشان داد: او یک مغازه به من نشان داد.
در جمله های بالا ما نمی دانیم گوینده در مورد کدام مرد ، مدرسه ، مغازه صحبت می کند.


