تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

نکره

نکره در لغت به معنی درشت ، خشن ، گنده ، هیولا ، زمخت و نتراشیده و نخراشیده سات.

یکی که با صدای نتراشیده نخراشیده اش داد و قال می کند و حرف می زند می گوئیم : نکره سسیوی آتما باشیوا.

اما در دستور زبان نکره به اسمی می گوئیم که در نزد شنونده معلوم نباشد.

علامت نکره در زبان فارسی « ی » است.که به آخر اسم جنس می آید.

مثال :

مردی را دیدم : یک مرد دیدم.

از کنار مدرسه ای می گذشتم : از کنار یک مدرسه می گذشتم.

او مغازه ای را به من نشان داد: او یک مغازه به من نشان داد.

در جمله های بالا ما نمی دانیم گوینده در مورد کدام مرد ، مدرسه ، مغازه صحبت می کند.

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 20:13 |
پیشوند با در فارسی ، پسوند لی و لو در ترکی آذربایجانی

گفتیم پیشوند ها حرف یا حروفی هستند که در اول کلمه ها می آیند و معنی کلمه را عوض می کنند و در بعضی وقتها هم نوع دستوری کلمه را عوض می کنند .

با در اول اسم می آید و اسم را به صفت مرکب تبدیل می کند .

به مثالهای زیر توجه کنید:

باهوش یعنی کسی که هوش دارد.

با سواد یعنی کسی که سواد دارد.

باسلیقه یعنی کسی که سلیقه دارد.

با ادب یعنی کسی که ادب دارد.

با هنر یعنی کسی که هنر دارد.

با ارزش یعنی چیزی که ارزش دارد.

با مزه یعنی چیزی که مزه دارد.

باحوصله یعنی کسی که حوصله دارد.

با دوام یعنی چیزی که دوام دارد.

**

وقتی در ترکی آذربایجانی پیشوند «  با » را معنی می کنیم  ، پسوند « لی »  یا « لو» معنی می دهد.

حالا به مثال های زیر توجه کنید:

هوش لو یعنی او کی هوشو وار.

ساوادلی یعنی اوکی ساوادی وار.

سه لقه لی یعنی اوکی سه لقه سی وار.

ادب لی یعنی او کی ادبی وار.

هنرلی یعنی اوکی هنری وار.

مزه لی یعنی او زادکی مزه سی وار.

داوام لی یعنی او زاد کی داوامی وار . تئز خاراب اولماز.

دادلی یعنی او پیشمیش یا هر نه کی یاخجی دادی وار.

چیرک لی یعنی او زادی کی چیرکی وار.

دوزلو یعنی هر نه کی دوزو وار.

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه پنجم بهمن 1387 و ساعت 14:40 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد