تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

شکل های گوناگون زبان :

۱ – گونه :

گونه به شکل هائی از زبان می گوئیم که هر کدام در جا و موقعیت معینی به کار می روند. ما در هر موقعیت با گونه زبانی مختص همان موقعیت حرف می زنیم . ما در حضور معلم به گونه ای حرف می زنیم . ئر کنار دوستان به گونه ای دیگر حرف می زنیم . در هنگام خرید به گونه ای دیگر حرف می زنیم.در جمع خانواده گونه دیگری حرف می زنیم. ما خودمان متوجه تفاوتهای گونه زبان خود نیستیم .

فرض کنیم اگر با معلم خود به همان گونه ای حرف بزنیم که با دوستمان هنگام شوخی حرف می زنیم چه می شود ؟

۲ – لهجه :

لهجه به شکل هایی از زبان می گوئیم که فقط تلفظ با هم فرق دارد.

وقتی یک اطفهانی به فارسی تهرانی حرف بزند ، می گوئیم لهجه دارد. این لهجه در زبانهای کردی و ترکی و لر نیز وجود دارد.

در زبان ترکی آذربایجانی نیز تلفظ مردم در شهرهای مختلف فرق دارد. وقتی می خواهیم بگوئیم فرئدا خواهم رفت.

ساباح گئده جاخ. ( تبریزی )

ساباح گئده گه خ( ماکوئی)

ساباح گئده جئح ( اهری)

۳– گویش :

گویش به شکل هائی از زبان گفته می شود که علاوه بر تلفظ ، در انتخاب کلمات و قواعد دستوری نیز با هم فرق داشته باشد. وقتی یک قمی می گوید « شم کوجو می ریتون ؟ » یعنی شما کجا می روید ؟ به گویش خاص قمی حرف می زند.

گویش هر زبانی نیز به چهار دسته تقسیم می شود.

گویش جغرافیائی که هر یک به ناحیه ای تعلق دارد . مانند گویش یزدی ، همدانی ، لاری ، اصفهانی

گویش اجتماعی که به طبقه و قشراجتماعی خاصی تعلق دارد مثل گویش بازاریان ، نطامیان ، ملایان

گویش تاریخی که مخصوص دوره های خاصی از تاریخ گذشته است . مثل گویش های فارسی پیش از حمله مغول ، گویش بعد از دوره تیمور ، گویش بعد از دوره مشروطه.

گویش های معیارمثل گویش معیار گفتاری و نوشتاری و غیره

۴– سبک :

سبک به شکلهائی از یک زبان گفته می شود که حاصل دخالت آگاهانه یک فرد یا گروه در آن زبان است.مثل سبک فروغی در کتاب سیر و حکمت ، یا سبک رومان نویسان و روزنامه نویسان و غیره

+ نوشته شده توسط شهربانو در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:5 |

گوناگونی زبان

زبان اشکال گوناگون و متنوعی دارد.

مردم تهران ، اصفهان ، کرمان ، کاشان ، یزد ، به زبان فارسی صحبت می کنند . اما آنها هریک به شکل خاصی سخن می گویند.

مردم آلمان به زبان آلمانی صحبت می کنند . اما در استانهای مختلف هر یک به شکل خاصی صحبت می کنند.

مردم آذربایجان به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می کنند اما آنها نیز به هر کدام به شکل خاصی سخن می گویند.

اشکال گوناگون هر زبانی را به نام های لهجه ، گونه ، سبک ، گویش از یکدیگر باز می شناسیم.این گوناگونی در عین یگانگی در زبانهای انسانی به چشم می خورد.

۱– دوساختی بودن :

در زبان انسان ویژگی های خاصی وجود دارد که مهمترین این ویژگی ها دو ساختی بودن آنهاست. بر خلاف زبانهای دیگر گه همگی یک ساختی هستند ، در زبانهای انسانی یک بار صدای بی معنی با هم ترکیب می شوند و ساخت های معنی دار را می سازند که به آن ها نشانه می گوئیم. بار دیگر نشانه های معنی دار با هم ترکیب می شوند . در نهایت پیامهای کاملی می سازند که به آنها جمله می گوئیم.

مثال : ما صدای های « گ » و « ل » را که به تنهائی معنی ندارند با هم ترکیب می کنیم و نشانه معنی دار « گل » را می سازیم. بعد نشانه معنی دار « زیباست » را به آن اضافه می کنیم و جمله کوتاه « گل زیباست » را می سازیم.

ویژگس دوساختی موجب می شود که زبان انسانی به امکانات پیچیده ای دست یابد که در زبانهای دیگر امکان پذیر نیست.

زبانهای دیگر مثل زبان رنگها ، زبان حیوانات

۲ – زایایی:

دومین ویژگی زبان انسانی زایایی آن است. ما می توانیم به کمک نظام زبان ، که خود محدود است جملات نامحدود بسازیم . ما حتی می توانیم جملاتی را که از پیش وجود نداشت بسازیم.

مثل جمله « ابرها پاورچین پاورچین وارد شدند » ما این جمله را پیش از این از کسی دیگر نشنیده ایم.

۳ – نابه جایی:

به سبب ویژگی نابجایی ما می توانیم درباره چیزهائی حرف بزنیم که اکنون حاضر نیستند و یا حتی وجود ندارند.

ما می توانیم درمورد مولانا یا فردوسی یا اشخاصی دیگر که زمانی بودند و حالا نیستند حرف بزنیم. یا درباره آدم برفی که در اصل وجود نداشت حرف بزنیم.

این ویژگی ها و ویژگی های دیگر سبب می شود که زبان های انسانی به کلی با زبان های موجودات دیگر تفاوت داشته باشد.

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:2 |
 

درس معلم ار بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را

مرحوم سنبل بنیادی

+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:55 |

جمله ساده و انواع آن

1 – جمله دو جزئی

2 – جمله سه جزئی

3 – جمله چهارجزئی

جمله ساده جمله ای است که فقط یک فعل داشته باشد.

در یک جمله به جز فعل اجزای دیگری هم هستند که بدون آنها جمله ما ناقص می شود.

بعضی از جمله ها فقط یک جزء و بعضی دیگر ، اجزای بیشتری دارند. تعداد اجزای هر جمله به فعل آن جمله بستگی دارد.

انواع جمله ساده :

1 – جمله دو جزئی : جمله دو جزئی به جمله ای می گوئیم که از دو کلمه به وجود آمده باشد. مانند:

لیلی آمد. پرنده پرید.

در این دو جمله لیلی و پرنده نهاد هستند و آمد و پرید فعل هستند. این دو فعل گزاره نیز هستند. به فعل این دو جمله ناگذر یا لازم نیز می گوئیم .

پس در این دو جمله « آمد » و « پرید » فعل ، گزاره و فعل ناگذر یا لازم هستند.

جمله هائی که با فعل های ناگذر یا لازم ساخته می شوند جمله های دو جزئی هستند.

2 – جمله سه جزئی :

جمله سه جزئی ، سه نوع است

جمله سه جزئی نوع اول :

در این نوع جمله سه جزء نهاد ، مفعول و فعل به کار رفته است. پاره ای از جمله ها علاوه بر نهاد و فعل ، احتیاج به مفعول دارند و بدون مفعول جمله کامل نمی شود.

مانند :

ابراهیم بت ها را شکست.

در مثال بالا ابراهیم نهاد ، بت ها مفعول و شکست فعل است. به این نوع فعل ها که به مفعول احتیاج دارند گذرا به مفعول یا متعدی به مفعول می گوئیم.

در مثال بالا « را » علامت مفعول است.

مفعول کلمه یا گروهی از کلمات یک جمله است که پس از آن نشانه ی « را » باشد یا بتوانیم این نشانه را اضافه کنیم.

جمله سه جرئی نوع دوم:

پاره ای از فعل ها بجز نهاد ، به متمم نیز احتیاج دارند.

به فعل هائی که نیاز به متمم دارند ، گذرا به متمم یا متعدی به متمم می گوئیم. در جمله سه جزئی نوع دوم گزاره از دو قسمت متمم و فعل درست می شود.

مثال :

علی به پدرش می نازد.

در جمله بالا

علی « نهاد » است و به پدرش می نازد « گزاره » است. در همان حال به پدرش « متمم » است و می نازد « فعل » است. « به » هم حرف اضافه است.

متمم کلمه یا گروهی از کلمات یک جمله است که پیش از آن حرف اضافه بیاید و معنی فعل بدون آن تمام نشود.

در جمله « علی به پدرش می نازد . » اگر « به پدرش » را حذف کنیم معنی جمله ما کامل نمی شود . علی به چه می نازد ؟

جمله سه جزئی نوع سوم :

برخی از فعل ها بجز نهاد به مسند هم احتیاج دارند. اگر دو فعل » آمد » و « شد » را با هم مقایسه کنیم. جمله « علی آمد » کامل است و احتیاجی به جزئی دیگر ندارد.ام اگر بگوئیم « علی شد » جمله ما کامل نیست.باید جزء یا اجزائی به آن اضافه کنیم تا جمله ما معنی کامل داشته باشد.

مانند :

علی قبول شد.

علی بیمار شد.

دو جزء « قبول » و « بیمار » را که که موجب کامل شدن جمله ما شده اند « مسند » می گوئیم.

پس مسند کلمه یا کلماتی است که فعل اسنادی به آن احتیاج دارد.

فعل های « شد » و « بود » و تمامی فعل های هم خانواده و جدا شده از این افعال را فعل اسنادی می گوئیم.

مانند : گشت ، گردید ، خواهد شد، است ، بود ، نبود ، اند

3 – جمله چهارجزئی

پاره ای از فعل ها به جز نهاد به مفعول و متمم هم احتیاج دارند و جمله بدون وجود هر یک از این اجزاء ناتمام است. ( خوراندن ، گفتن ، ترساندن ، پرسیدن ، پوشاندن )

مانند:

مریم نامه ای برای خواهرش نوشت.

مریم ، نهاد است.

نامه ای برای خواهرش نوشت گزاره است.

نامه ای مفعول است.

برای خواهرش متمم است نوشت فعل است .

حالا اگر یکی از این اجزاء را ننویسیم جمله ما ناتمام می شود. جملات زیر کامل نیستند.

مریم نوشت.

مریم برای خواهرش نوشت.

مریم نامه ای نوشت.

 

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:34 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد