تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

نقش ضمیر « آن » در جمله

آن گاهی پسوند زمان است. مانند : بامدادان ، شامگاهان

گاهی پسوند مکان و وطن است . مانند : گیلان ، دیلمان ، یونان

گاهی پسوند نبوت و فرزندی . مانند : اردشیر بابکان یعنی اردشیر پسر بابک 

گاهی پسوند جشن و سرور است . مانند : آشتی کنان

گاهی پسوند صفت فاعلی است . مانند در یک آن

گاهی پسوند جمع است . مانند : گیاهان ، جانوران ، روزگاران ، شبان

گاهی پسوند نام اقوام و ملتها است . مانند : ترکان ، غزان

گاهی به آخر صفت اضافه می شود. مانند : شادان ، خندان

گاهی پسوند کثرت است . مانند : گلریزان

گاهی ضمیر ملکی است . مانند : از آن من یعنی مال من

ضمیر « این » و « آن » و « همین » و « همان »

این ضمیر اشاره به نزدیک است.

وقتی می گوئیم این کتاب یعنی کتابی که نزدیک است.

وقتی می گوئیم همین کتاب یعنی کتابی که نزدیک است.

وقتی می گوئیم آن کتاب یعنی کتابی که دور است.

وقتی می گوئیم همان کتاب یعنی کتابی که دور است.

*

در ترکی آذربایجانی « بو » ضمیر اشاره به نزدیک و « او » ضمیر اشاره به دور است.

بو کیتاب = یاخینداکی کیتاب

او کتاب = اوزاقداکی کیتاب

ضمیر = عوضلیک

*

چند مثال

این ها را چه کسی کاشته است ؟ / بونلاری کیم اکیب ؟

این ها را چه کسی پخته است ؟ / بونلاری کیم پیشیریب؟

این جا را چه کسی جارو کرده است ؟ / بورانی کیم سوپوروب ؟

این خانه را چه کسی ساخته است ؟ / بو ائوی کیم دوزه لدیب ؟

این گلها را چه کسی کاشته است ؟ / بو گوللری کیم اکیبدی؟

آنها را باغبان کاشته است . / اونلاری باغبان اکیبدی.

آن ها را نانوا پخته است . / اونلاری چؤرهکچی پیشیریب.

آن جا را رفتگر جارو کرده است. / اورانی سوپورگه چی سوپوروب

آن خانه را بنا ساخته است. / او ائوی اوستا دوزه لدیب.

آن گلها را باغبان کاشته است. / او گوللری باغبان اکیبدی.

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 21:28 |

نقش و کاربرد ضمیر - ۱

 

ضمیرها واژه هائی هستند که جانشین اسم می شوند و نقشهای مختلفی را در جمله به عهده می گیرند .

نقشهای مهمی که ضمیرها به عهده می گیرند ، عبارتند از :

نقش نهادی 

ضمیرهای زیر در نقش نهادی به کار می روند :

ضمیر شخصی منفصل : من فردا به مسافرت خواهم رفت .

من ساباح سفره گئده جاغام .

ضمیر مشترک ( خود ) : خودت این مطلب را به من گفتی .

اؤزون بو سؤزو منه دئدین .

ضمیر اشاره : این خورد . آن شکست .

بو یئدی . او سیندیردی .

ضمیر پرسشی : که آمد ؟ کجا رفته بودا ؟

کیم گلدی ؟ هارا گئتمیشدین ؟

ضمیر تعجبی : وای چه حرفی ! نه بابا !

واخسئی نه سوزدور ! یوخ بابام !

ضمیر مبهم : هرکس به شهر خود شهریار است .

هره اژزونه بیر به ی دیر .

نقش مسندی :

ضمیرهای زیر در نقش مسندی به کار می روند :

ضمیر شخصی منفصل : شما حسین آقا هستید ؟ - بله ، حسین من هسنم .

حسین آقا سیزسیز؟ - بلی ، حسین منم .

ضمیر مشترک ( خود ) پیر خودتی .

قوجا اؤزونسن .

ضمیر اشاره : شما کی هستید ؟

سیز کیم سیز ؟

ضمیر مبهم : همه گناهان به گردن فلنی نیست .

گناهلارین هامیسی فیلانکسین بوینوندا دئییل .

نقش مفعولی :

ضمیرهای زیر در نقش مفعولی به کار می روند .

ضمیر شخصی منفصل : مریم تو را نرنجانید ، تو او را رنجاندی .

مریم سنی اینجیتمدی ، سن اونو اینجیتدین .

ضمیر شخصی متصل : ( دیدمت:تو را دیدم ) ، ( گفتمش: به او گفتم )  ،(خواندمش : آن را خواندم )

ضمیر مشترک ( خود ) : خود را برای من نگیر .

اؤزونو منه توتما  ( ایفاده ساتما )

ضمیر مشترک ( خویشتن ) : این بود که خویشتن را شناختم .

بوجورسو اولدو کی اؤزومو تانیدیم .

ضمیر اشاره : آن را بردار .

اونو گؤتور .

ضمیر پرسشی : با چه کسی حرف می زنی ؟

کیم نه ن دانیشیرسان ؟

ضمیر تعجبی : فلک با من چه ها کرد !

فلک منه نه لر ائیله دی !

ضمیر مبهم : همه آمده بودند .

هامی گلمیشدی .

یاتمیش هامی بیر الله اویاقدیر داها بیر من

مندن آشاغی کیمسه یوخ اوندان دا یوخاری

« شهریار »

نقش متممی 

ضمیرهای زیر در جمله نقش متمم را بر عهده دارند :

ضمیر شخصی منفصل : مریم با شما هیچ خرفی ندارد . خودش گفت .

مریمین سنین له هئچ سؤزو یوخدور ، اؤزو منه دئید .

ضمیر شخصی متصل : ازت خواهش می کنم حرف گوش کنی .

سندن خواهیش ائیلیرم سؤزه باخاسان .

ضمیر مشترک ( خود ) من به خود او گفتم .

من اونون اؤزونه دئدیم .

ضمیر مشترک ( خویشتن ) همه را با خویشتن برد .

هامیسینی اؤزوینه ن آپاردی .

ضمیر اشاره : به او هیچ نگو .

اونا هئچ  نه دئمه .

ضمیر مبهم : من از کسی نمی ترسم .

من هئچ کیمسه ده ن قورخمورام .

نقش منادائی :

در نقش منادائی دو ضمیر به کار می روند :

1 – ضمیر شخصی منفصل :

گفت اکنون چون منی ای من ! درآ

نیست گنجایی دو من را در سرا

« مولانا »

2 – ضمیر اشاره : ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست .

نقش تمیزی

ضمیرهای زیر در جمله نقش تمیزی می پذیرند :

ضمیر پرسشی : در آلمانی به نور مهتاب چه می گویند ؟

آلمانی جه آی ایشیقینا نه دئییرلر ؟

...

ای بیزی یوخدان یارادان تانری میز

ضمیر مبهم : او کسی است که ترحم نمی شناسد .

او بیریسی دیر کی رحم گؤیول لوکو تانیمیر .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 16:5 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد