نقش ضمیر « آن » در جمله
آن گاهی پسوند زمان است. مانند : بامدادان ، شامگاهان
گاهی پسوند مکان و وطن است . مانند : گیلان ، دیلمان ، یونان
گاهی پسوند نبوت و فرزندی . مانند : اردشیر بابکان یعنی اردشیر پسر بابک
گاهی پسوند جشن و سرور است . مانند : آشتی کنان
گاهی پسوند صفت فاعلی است . مانند در یک آن
گاهی پسوند جمع است . مانند : گیاهان ، جانوران ، روزگاران ، شبان
گاهی پسوند نام اقوام و ملتها است . مانند : ترکان ، غزان
گاهی به آخر صفت اضافه می شود. مانند : شادان ، خندان
گاهی پسوند کثرت است . مانند : گلریزان
گاهی ضمیر ملکی است . مانند : از آن من یعنی مال من
ضمیر « این » و « آن » و « همین » و « همان »
این ضمیر اشاره به نزدیک است.
وقتی می گوئیم این کتاب یعنی کتابی که نزدیک است.
وقتی می گوئیم همین کتاب یعنی کتابی که نزدیک است.
وقتی می گوئیم آن کتاب یعنی کتابی که دور است.
وقتی می گوئیم همان کتاب یعنی کتابی که دور است.
*
در ترکی آذربایجانی « بو » ضمیر اشاره به نزدیک و « او » ضمیر اشاره به دور است.
بو کیتاب = یاخینداکی کیتاب
او کتاب = اوزاقداکی کیتاب
ضمیر = عوضلیک
*
چند مثال
این ها را چه کسی کاشته است ؟ / بونلاری کیم اکیب ؟
این ها را چه کسی پخته است ؟ / بونلاری کیم پیشیریب؟
این جا را چه کسی جارو کرده است ؟ / بورانی کیم سوپوروب ؟
این خانه را چه کسی ساخته است ؟ / بو ائوی کیم دوزه لدیب ؟
این گلها را چه کسی کاشته است ؟ / بو گوللری کیم اکیبدی؟
آنها را باغبان کاشته است . / اونلاری باغبان اکیبدی.
آن ها را نانوا پخته است . / اونلاری چؤرهکچی پیشیریب.
آن جا را رفتگر جارو کرده است. / اورانی سوپورگه چی سوپوروب
آن خانه را بنا ساخته است. / او ائوی اوستا دوزه لدیب.
آن گلها را باغبان کاشته است. / او گوللری باغبان اکیبدی.


