تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

جمله پرسشی - کلمه پرسشی

به جمله ای که در مورد کسی یا چیزی یا کاری یا غیره سوال می کند ، جمله پرسشی می گوئیم. پس جمله پرسشی جمله ای است که در آن پرسشی باشد.  در جمله پرسشی ، بیشتر وقتها کلمه پرسشی در اول جمله قرای می گیرد. بعضی وقتها در ساختن جمله پرسشی از کلمه پرسشی استفاده نمی شود . آن وقت ما باید از آهنگ پرسشی بفهمیم که گوینده از ما سوال می کند یا حرف می زند.

مثال :

فردا سر کلاس می روی؟ / ساباحلاری کلاسا گئده جاخسان؟

کارهایت را تمام کردی ؟ / ایشلریوی قورتاردین؟

خوب خوابیدی ؟ / یاخجی یاتدین؟

*

کلمه پرسشی

کلمات پرسشی کلماتی هستند که با آنها جمله پرسشی می سازیم.

به کجا ؟ / هارا ؟

کجا ؟ / هارا ؟

کی ؟ / هاچان؟ ، ناواخ ؟

چگونه ؟ / نئجه ؟

چرا ؟ / نییه ؟

 کدام ؟ / هانکیسی؟

برای چه کسی ؟ / کیمین اوچون؟

برای چه ؟ / نییه ؟ نئیچون ؟

چند ؟ / نئچه ؟

*

کلمه پرسشی آیا / می

کلمه پرسشی آیا در زبان فارسی در اول جمله نوشته می شود.

مانند :

آیا کتاب را خریدی ؟

در ترکی آذربایجانی می یا مو در آخر جمله و متصل به فعل می آید.

مثال :

کتابی آلدین می؟

بو گلن قولو دور مو؟

گلیرسن می؟ / آیا تو می آیی؟

کتابی اوخودون مو ؟ / آیا کتاب را خواندی؟

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 12:30 |

حذف در اجزای جمله – 2

 

اجزای مختلف جمله گاهی  به تنهائی و زمانی همراه با اجزی دیگر حذف می شوند انواع حذف در اجزای جمله :

 1 – حذف فعل :  گاهی فعل را حذف می کنیم .

مانند :

چه کسی پشت در بود ؟ / قاپینیین دالیسیندا کیم ایدی ؟

پروین . ( یعنی پروین بود . ) پروین ( پروین ایدی . )

او نه راه پس داشت و نه راه پیش . ( او نه راه پس داشت و نه راه پیش داشت . )

اونون نه دالی قاییتماغا یولو واریدی نه قاباغا دوشمه یه ( اونون نه دالییا قاییتماغا یولو واریدی ، نه قاباغا دوشمه یه یولو واریدی )  

2 – حذف نهاد :

در جمله های امری ، بیشتر وقتها نهاد حذف می شود .

بیا اینجا ( تو بیا اینجا )

گل بورایا ( سن گل بورایا )

در جمله های همپایه که فاعل آنها همپایه است ، فاعل در جمله اول می آید و در جمله دوم نمی آید .

مریم ناهارش را خورد و به خیاط رفت .( مریم ناهارش را خورد و مریم به خیاط  رفت . )

مریم ناهارینی یئدی و درزییه گئتدی ( مریم ناهارینی یئدی و مریم درزییه گئتدی . )

در جمله های پاسخی هم نهاد مانند دیگر اجزای جمله حذف می شود

رویا کجاست ؟ -  در بیمارستان ( رویا در بیمارستان است )

رویا هاردا ؟ - خسته خانادا ( مریم خسته خانادادیر . )  

3 – حذف مسند :

مسند اگر غیر فعل باشد همراه فعل ربطی حذف می شود .

پرویز داد می کشد نه پروانه ( پرویز داد می کشد، پروانه داد نمی کشد . )

4 – حذف مفعول :

مفعول همراه حرف نشانه را حذف می شود .

کتابی بسیار خوب خریدم و خواندم .( کتابی بسیار خوب خریدم و کتاب را خواندم )

بیر گؤزل کیتاب آلدیم و اوخودوم . ( بیر گؤزل کیتاب آلدیم و کیتابی اوخودوم . )  

5 – حذف متمم :

متمم همراه حرف اضافه حذف می شود .

سر کلاس رفتم اما دیر رسیدم ( سر کلاس رفتم ، اما دیر سرکلاس رسیدم . )

کلاسا گئتدیم اما بئواخ یئتیردیم ( کیلاسا گئتدیم ، اما کیلاسا بئواخ یئتیردیم . )

6 – حذف قید :

دیروز پیش دوستم رفتم و دو ساعت پیش او ماندم . ( دیروز پیش دوستم رفتم و دیروز دو ساعت پیش او ماندم . )

دونه ن یولداشیمین یانینا گئتدیم و ایکی ساعات اونون یانیندا قالدیم . ( دونه ن یولداشیمین یانینا گئتدیم و دونه ن ایکی ساعات اونون یانیندا قالدیم . )

7 – حذف حرف اضافه :

فردا سینما می رویم . ( فردا به سینما می رویم . )

ساباح سینامایا گئده جاغوخ

8 – حذف حرف ربط :

بیا بریم پیاده روی ( بیا تا به پیاده روی برویم . )

گل گئداخ قدم وورماغا

9 – حذف همه اجزای جمله :

علی امروز به مدرسه نیامده بود ؟ نه -  ( نه ، علی امروز به مدرسه نیامده بود . )

علی بوگون مدرسییه گلمدی ؟ گلدی  - یوخ ( یوخ ، علی بوگون مدرسییه گلمدی )

10 – حذف در جمله های پاسخی :

بیشتر وقتها کلمه ای که مورد پرسش است گفته می شود و بقیه حذف می شود . یعنی اگر پرسش درباره نهاد باشد و کلمه پرسشی به جای نهاد نشسته باشد ، در جمله پاسخی فقط نهاد بیان می شو و اگر پرسش درباره مفعول باشد ، فقط مفعول بیان می شود .

مثالها :

نهاد : چه کسی فریاد کشید ؟ -  من ( من فریاد کشیدم )

 کیم باغیردی ؟ - من ( من باغیردیم . )

مسند : پروانه کیست ؟  - من ( من پروانه هستم . )

 پروانا کیمدی ؟ - من ( من پروانه هستم . )

مفعول : شما با چه کسی  کار دارید ؟ - با مریم ( من با مریم کار دارم . )

 سیز کیمنه ن سیز ؟ - مریم نه ن ( مریم نه نه م )

متمم : شما به چه کسی سلام دادید ؟ - به علی ( من به علی سلام دادم . )

سیز کیمه سلام وئردیز ؟ - علی یه ( علی یه سلام وئردیم . )

قید : او کی به خانه برگشت ؟ - امروز ( او امروز به خانه برگشت . )

او ناواخ ائوه قاییتدی ؟ - بوگون ( او بوگون ائوه قایتدی . )

 

 
+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 22:34 |
جذف در اجزای جمله - ۱

الف ) عرف زبان 

ب ) حذف به قرینه لفظی

ج ) حذف به قرینه معنوی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 21:10 |
 

جمله مستقل یا کامل - جمله ناقص

جمله مثبت - جمله منفی یا سلبی

جمله معترضه

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 20:29 |

 

اقسام جمله - ۲

 

جمله از نظر فعل سه گونه است .

1 – جمله فعلی :

جمله فعلی جمله ای استن که با فعل تام ( غیر ربطی ) ساخته شده باشد .

مانند :

خورشید درخشید .

نهاد      فعل تام

2 – جمله اسنادی :

جمله اسنادی جمله ای است که با فعل ربطی ساخته شده باشد ، به عبارت دیگر مسند آن صفت یا کلمه دیگری باشد که به وسیله فعل ربطی به نهاد نسبت داده شود .

مانند :

او عصبانی است .

او ( نهاد ) ، عصبانی ( مسند ) ، است ( فعل ربطی )

3 – جمله بی فعل :

جمله بی فعل جمله ای است که در ظاهر فعل ندارد ، اما از حیث ساخت ، دارای فعل تام و فعل ربطی است و فعل به قرینه لفظی یا معنوی و یا به حکم عرف زبان حذف شده است .

مانند :

عبور ممنوع   =  عبور کردن از این قسمت ممنوع است .

...

جمله از حیث ساختمان دو گونه است :

1 – جمله ساده :

جمله ساده جمله ای است که در آن تنها یک فعل به کار رفته است .

مانند :

علی بیمار است .

2 – جمله مرکب :

جمله مرکب جمله ای است که در آن بیش از یک فعل به کار رفته است .

جمله های ساده به وسیله یک حرف ربط با هم پیوند می یابند و جمله مرکب می سازند .

جمله مرکب برای جلوگیری از تکرار بعضی از اجزای  جمله های ساده به کار می رود .

مانند :

حاکم یکی از نزدیکان خود را برای جست و جوی درخت و چیدن میوه آن راهی هندوستان کرد .

ببخش تا بخشوده شوی .

همین که به خانه رسیدم به تو خبر می دهم .

.............................

 

جمله های ساده ای که جمله مرکب را تشکیل می دهند ، از حیث استقلال معنی و وابستگی یکی به دیگری بر دو نوع هستند :

1 – جمله پایه :

جمله پایه جمله ساده ای است که در جمله مرکب می آید و بیشتر اوقات منظور اصلی گوینده یا نویسنده را می رساند .

مانند :

به درماندگان کمک کن .

هفته آینده سه روز مرخصی دارم .

2 – جمله پیرو :

جمله پیرو جمله ساده ای است که در جمله مرکب همراه جمله پایه می آید و وابسته یا پیرو نامیده می شود .جمله پیرو مفهومی مانند شرط و زمان و علت و نتیجه و جز آن را به مفهوم جمله پایه اضافه می کند . جمله پیرو قابل تاویل به مصدر و صفت است .

مانند :

همین که به خانه رسیدم .

.................................

تشخیص جمله پایه و پیرو :

1 – جمله ای که منظور اصلی را می رساند جمله پایه است .

2 – جمله پیرو بیشتر همراه با یکی از حروف ربط مانند ( تا ، عهمینکه ، که ، اگر ، زیرا ، .... ) می آید .

3 – بیشتر وقتها جمله پیرو ناقص است . در حالی که جمله پایه کامل است و مفهوم اصلی را می رساند .

4  - جمله پیرو قابل تاویل به مصدر و صفت بیانی است .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 13:14 |

اقسام جمله ( 1 )

 

در تعریف جمله گفتیم : جمله مجموع کلمه هائیست که فکرها ، خواسته ها و عواطف ما را نشان می دهد . ما به وسیله جمله ها سخن می گوئیم . جمله ساده ترین وسیله ارتباطی ماست .

جمله را از جهت طرز بیان و چگونگی رساندن پیام می توان به چهار دسته تقسیم کرد :

جمله خبری ، جمله پرسشی ، جمله عاطفی ، جمله امری

1 – جمله خبری : جمله ای که به واسطه آن از واقع شدن کاری یا بودن و پذیرفتن حالتی به صورت مثبت یا منفی خبر می دهیم ، جمله خبری می نامیم .

به عبارت ساده جمله ای که در آن درباره موضوعی یا وقوع کاری خبری می دهیم جمله خبری می گوئیم .

مانند :

فردا هوا سردتر می شود .

قیصر امین پور درگذشت .

2 – جمله پرسشی : جمله ای است که در آن در مورد موضوعی سوال می شود .

مانند :

او چه می گوید ؟

در را خوب قفل کردی ؟

3 – جمله امری : جمله ای است که انجام دادن کار و یا داشتن حالتی را از کسی درخواست می کنیم .

مانند :

تلویزیون را خاموش کن .

4 – جمله عاطفی : جمله ای است که یکی از عواطف انسانی مانند تعجب ، تاسف ، خوشنودی ، آرزو ، دعا، اندوه ، تحسین  و خشم و نفرت را می رساند .

مانند :

ای کاش همه مثل تو بودند .

عجب هوائی !

افسوس که موفق به دیدارش نشدم .

............................................

جمله از نظر حیث نظم دو گونه است :

1 – جمله مستقیم یا دستورمند :

جمله مستقیم جمله ای است که اجزا و ارکان آن ، نظم طبیعی و جایگاه مخصوص خود با داشته باشند .

مانند :

مریم و محمود دیروز با هم به خانه ما آمدند .

2 – جمله غیر مستقیم یا نادستورمند :

جمله  غیرمستقیم جمله ای است که در آن نظم طبیعی جمله بر هم خورده و اجزا و ارکان در جای خاص خود قرار نداشته باشند .

  

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 9:39 |

یادآوری - ارکان جمله

 

ترتیب  ( جایگاه و ترتیب اجزای جمله ) علاوه بر اینکه در شعر بنا به ضرورت وزن و قافیه بر هم می خورد ، در زبان محاوره و در زبان بسیاری از استادان و نویسندگان قدیم و جدید نیز گاهی به خاطر اینکه روی یکی از اجزای جمله تکیه و تاکید خاصی دارند و گاه به دلایل دیگر یا از روی تفنن و یا بی اعتنائی ، برهم می خورد و اجزا و ارکان پس و پیش می آیند .

چند نمونه از این کاربردها :

1 - عابدی را پادشاهی طلب کرد = پادشاهی عابدی را طلب کرد . این جمله از سعدی است . در این جا سعدی روی « عابد » که مفعول است تکیه دارد . از این رو آن را بر « پادشاه » که نهاد است مقدم قرار داده است .

2 - بازگردیم به تاریخ = به تاریخ بازگردیم ( جلال  آل احمد )

3 – این است آغاز و پایان کار عطار = آغاز و پایان کار عطار این است . ( زرین کوب )

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 21:15 |

جایگاه و ترتیب اجزای جمله

 

هر یک از ارکان و اجزای جمله ، جایگاه خاصی دارد .

1 – نهاد که بیشتر وقتها در اول جمله می آید .

پروانه شاگرد اول کلاس شد .

..

2 – فعل که همیشه در آخر جمله می آید . ( فرقی ندارد که فعل تام باشد یا فعی ربطی )

مریم از مدرسه برگشت .

میترا باهوش است .

..

3 – مسند که پس از نهاد و قبل از فعل ربطی می آید و اگر جمله دارای قید یا متمم هم باشد ، مسند بعد از آنها می آید .

هوا گرم است .

هوا بسیار گرم است .

هوا امروز در همه جا گرم بود .

..

4 – مفعول که بیشتر وقتها پس از نهاد ( فاعل ) و قبل از فعل می آید .

راحله توپ را برد .

مهناز دفتری خرید .

..

5 – متمم که پس از نهاد و قبل از فعل و مسند می آید .

محمود به کتابخانه رفت .

ساناز از الناز بزرگتر است .

اگر جمله ، هم مفعول داشته باشد و هم متمم ، آن دو بیشتر به صورت زیر در جمله قرار می گیرند .

الف ) اگر مفعول با را همراه باشد بیشتر وقتها پیش از متمم می آید .

مجید کتاب را از کتابخانه گرفت .

حمید قلم را به علی پس داد .

ب) اگر مفعول همراه ی باشد بیشتر وقتها هم پیش از متمم می تواند بیاید و هم پس از متمم .

علی کتابی از کتابخانه گرفت .

علی از کتابخانه کتابی گرفت .

)           پ) مفعول وقتی که با را و ی همراه نیست بیشتر وقتها پس از متمم می آید .

مجید از کتابخانه کتاب گرفت .

..

6 – منادا که بیشتر وقتها در آغاز جمله و پیش از نهاد می آید .

خدایا خودت رحم کن .

..

7 – صفت ، صفت بیانی بیشتر وقتها پس از موصوف خود می آید و صفتهای اشاره و پرسشی و جز آن پیش از موصوف ، و هریک از آنها همراه موصوف خود و به حکم نقش و جایگاه آن در جمله مقامی می یابند .

کتاب خوب بهترین دوست است .

..

8 – قید جای قید اوایل جمبه است

الف ) قیدهای مکان ، کمیت ( مقدار ) ، کیفیت ، حالت ، ترتیب ، پرسش ، تصدیق اغلب پس از نهاد می آیند :

محمود همه جا نوشابه همراه دارد .

علی خیلی زرنگ است .

میترا نگران نشسته بود .

فریبا کجا رفته است ؟

ب ) قیدهای زمان و تردید که بیشتر اوقات هم پیش از نهاد و هم پس از نهاد می آیند .

امروز هوا بارانی است .

هوا امروز بارانی است .

شاید فردا سر کلاس بروم .

فردا شاید سر کلاس بروم .

پ ) قیدهای تمنا و تاسف و تحسین و مسرت بیشتر وقتها پیش از نهاد جای دارند .

کاش ترا ندیده بودم .

متاسفانه همه قدر نعمت را نمی دانند .

خوشا به حال کسانی که در راه وطن جان می بازند .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 20:53 |

ارکان جمله

همه اجزای جمله از حیث نقش و ارزش ، یک نوع نیستند . در بین این اجزا دو یا سه جز وجود دارند که ساختمان جمله بر آنها استوار است و اگر آنها نباشند ساختمان جمله از هم می پاشد و جمله بودن خود را از دست می دهد و مفهوم و پیام جمله را نمی رساند . به این اجزا ارکان جمله می گوئیم .

..

جمله هائی که با فعل لازم ( غیر ربطی ) ساخته می شوند ، دو رکن دارند .

یکی نهاد ( که می تواند مسند یا فاعل باشد ) . و دومی  فعل

مانند :

علی آمد .

در جمله بالا علی « نهاد » است و آمد « فعل » است .

جمله « علی آمد » از نهاد و فعل ساخته شده است و علی نقش نهادی دارد . اما همه جمله ها فقط از نهاد و فعل ساخته نمی شوند .

..

جمله هائی که با فعل عام ( ربطی ) ساخته می شوند ، سه رکن دارند .

1 – نهاد  2 – مسند  3 – فعل ربطی

مانند :

علی زرنگ است .

در این جمله علی نهاد ، زرنگ مسند و است فعل ربطی است .  

هوا سرد است .

در جمله بالائی سرد را به هوا نسبت داده ایم پس « سرد » نقش مسندی دارد .

در زبان فارسی تعداد کمی از فعلها ( از قبیل ، است ، شد ، بود )  مسند می گیرند .

..

جمله هائی که با فعل متعدی ساخته می شوند نیز سه رکن دارند .

1 – نهاد  2 – مفعول 3 – فعل

مانند :

علی کتاب  خرید .

در این جمله علی نهاد و کتاب مفعول و خرید فعل است .

........

مثال یک : علی امروز صبح زود با قطار آمد .  

در این جمله  علی و آمد دو رکن اصلی جمله هستند . اگر به جز دو واژه علی و آمد را بقیه واژه ها را حذف کنیم نارسائی در مفهوم جمله پیش نمی آید . 

......

مثال دو : پروین دیروز کتاب دستور زبان را از کتابفروشی سعادت خرید . 

در جمله بالائی اگر به جز واژه های پروین و کتاب و خرید ، بقیه واژه ها را حذف کنیم نارسائی در جمله ما به وجود نمی آید .

.....

فرض کنیم اگر در مثال یک و دو هر کدام از رکنهای جمله را حذف کنیم جمله معنی خود را از دست می دهد .

 
+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 22:45 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد