نقش بدلی اسم
گاهی اسم در جمله همراه اسم دیگری می آید که نام یا نام دیگر و یا یکی از خصوصیات صاحب اسم از قبیل لقب ، شهرت ، شغل و عنوان او را می رساند و او رابه مخاطب یا خواننده بهتر می شناساند . ما به این اسم یا کلمه بدل می گوئیم .
مانند :
1 - این بلوزم را رحیمه خیاط دوخته است .
در جمله بالا رحیمه متمم است و خیاط بدل اوست و شغل او را می رساند .
بدل گاهی تنها می آید . مانند خیاط در مثال بالا و گاهی هم همراه با وابسته هائی می آید . به مثالهای زیر توجه کنید :
2 - با اولدوز ، خواهرکوچک الناز ، به خرید رفتیم . ( اولدوز متمم فعل است و خواهر کوچک الناز که مضاف الیه و صفت او هستند ، بدل از اولدوز است و مقام و نسبت اولدوز را به الناز نشان می دهد . )
3 - شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا ، از دانشمندان بزرگ جهان است . ( شیخ الرئیس نهاد جمله است و مقصود از ابوعلی سینا نیز اوست که نام دیگر وی است . )
4 - دهخدا ، علامه و محقق نامدار و بزرگ ، به زبان و فرهنگ ایران ، خدمت شایانی کرده است . ( دهخدا هاد و فاعل جمله است و منظور از علامه یا علامه و محقق نامدار و بزرگ نیز دهخدا است که لقب و عنوان و مقام دهخدا را بیان می کند . )
پس در جمله های بالا رحیمه ، اولدوز ، ابوعلی سینا ، علامه که به تنهائی یا با وابسته هائی همراه اسمهائی آمده اند و نام یا نام دیگر و یا یکی از خصوصیات آن اسمها را بیان داشته اند حالت بدلی می گوئیم .
ضمیر و صفت نیز می توانند نقش بدلی داشته باشند .
مانند :
من خود گفتم .


