تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

            نقش بدلی اسم

 

گاهی اسم در جمله همراه اسم دیگری می آید که نام  یا نام دیگر و یا یکی از خصوصیات صاحب اسم از قبیل لقب ، شهرت ، شغل و عنوان او را می رساند و او رابه  مخاطب یا خواننده بهتر می شناساند . ما به این اسم یا کلمه بدل می گوئیم .

مانند :

1 - این بلوزم را رحیمه خیاط دوخته است .

در جمله بالا رحیمه متمم است و خیاط بدل اوست و شغل او را می رساند .

بدل گاهی تنها می آید . مانند خیاط در مثال بالا و گاهی هم همراه با وابسته هائی می آید . به مثالهای زیر توجه کنید :

2 - با اولدوز ، خواهرکوچک الناز ، به خرید رفتیم . ( اولدوز متمم فعل است و خواهر کوچک الناز که مضاف الیه و صفت او هستند ، بدل از اولدوز است  و مقام و نسبت اولدوز را به الناز نشان می دهد . )

3 - شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا ، از دانشمندان بزرگ جهان است . ( شیخ الرئیس نهاد جمله است و مقصود از ابوعلی سینا نیز اوست که نام دیگر وی است . )

4 - دهخدا ، علامه و محقق نامدار و بزرگ ، به زبان و فرهنگ ایران ، خدمت شایانی کرده است . ( دهخدا هاد و فاعل جمله است و منظور از علامه یا علامه و محقق نامدار و بزرگ نیز دهخدا است که لقب و عنوان و مقام دهخدا را بیان می کند . )

پس در جمله های بالا رحیمه ، اولدوز ، ابوعلی سینا ، علامه که به تنهائی یا با وابسته هائی همراه اسمهائی آمده اند و نام یا نام دیگر و یا یکی از خصوصیات آن اسمها را بیان داشته اند حالت بدلی می گوئیم .

ضمیر و صفت نیز می توانند نقش بدلی داشته باشند .

مانند :

من خود گفتم .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 22:23 |

نقش منادائی ( ندائی ) اسم :

اسم اگر در جمله مورد ندا و خطاب قرار گیرد منادا نامیده می شود و نقش آن اسم را نقش منادائی می گویند

مانند : ای خدا ای رازدار بندگان شرمگینت .

...

نقش تمیزی :

کاهی اسم در جمله و در ارتباط با فعل می آید که نه فاعل است ، نه مفعول و نه متمم ، بلکه نسبت مبهمی را در جمله روشن می کند و بدون آن جمله معنی کامل و روشن ندارد . اینگونه اسامی را در دستور زبان فارسی تمیز می گوئیم .

مانند :

همه بچه ها به مادرم خاله می گفتند .

...

نقش قیدی :

اسم گاهی در جمله به مفهوم قید به کار می رود در این صورت می گوئیم اسم نقش قیدی دارد .

مانند :

من فردا به کلاس می روم .

...

نقش وصفی یا صفتی :

همان گونه که صفت در بسیاری از جاها به جای اسم می نشیند و نقش آن را می پذیرد ، اسم نیز گاهی در جمله در مفهوم و نقش صفت به کار می رود .

مانند :

دلی سنگتر از دل تو نیست .

...

نقش مضاف الیهی :

اسم گاهی با کسره به کلمه بعد از خود اضافه می شود ، کلمه دوم گاهی صفت است ، مانند : پدر مهربان آمد .

 در این جمله مخاطب نمی داند کدام پدرمورد نظر است . ( می پرسد ، پدر که ؟ )

گاهی اسم است .مانند : پدر نسرین آمد . ( در این جمله پدر با کسره به نسرین نسبت داده شده است .)

...

تعریف مضاف و مضاف الیه : افزودن اسم را با کسره به اسم دیگر اضافه می گوئیم .کلمه اول را که حرف آخر آن کسره دارد مضاف و کلمه دورم را مضاف الیه می گوئیم . و نقش مضاف الیه را نقض مضاف الیهی یا نقض اضافی می گوئیم .

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 22:30 |
 

۲ - نقش مسندی اسم

۳ - نقش مفعولی اسم

۴ - نقش متممی اسم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 22:2 |

نقش اسم در جمله

۱ – نقش نهادی

۲ – نقش مسندی

۳ – نقش مفعولی

۴– نقش متممی

۵ – نقش ندائی یا منادائی

۶– نقش تمیزی

۷ – نقش قیدی

۸ – نقش وصفی یا صفتی

۹ – نقش مضاف الیهی

۱۰ - نقش بدلی

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 10:58 |

 

اسم ذات و اسم معنی 

 

اسم صوت و اسم مصغر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 19:28 |
 

اسم جامد ، اسم مشتق ،

اسم خاص ، اسم عام ،

اسم معرفه ، اسم نکره


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 22:54 |
             اسم ( آد )

اسم ساده ، اسم مرکب ، اسم جمع ، جمع بستن اسم ،

جمعهای عربی در فارسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 0:44 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد