تبليغاتX
زن متولد ماکو 3

قید مرکب

قید مرکب قیدی است که از دو یا چند واژه و یا واژک ساخته شده است.

چند مثال دیگر :

هوا کم کم گرم  شد. : هاوا یاواش - یاواش قیزیشدی.

آب آرام آرام بخار می شود . : سو یاواش - یاواش بوخار اولور.

او آهسته آهسته حرف می زند. : او یاواش - یاواش دانیشیر.

قطره قطره جمع کردد عاقبت دریا شود. : دامجی- دامجی ییغشیب سئل اولار.

غذا را نباید تند تند بخوری. : یئمه یی گرک یئیین - یئیین یئمیه سن.

او همیشه بلند بلند حرف می زند . : او همیشه اوجا - اوجا دانیشیر.

بابک دوان دوان آمد. : بابک قاچا - قاچا گلدی.

منی آغلادان گؤزل قالاسان آغلیا - آغلیا

آدام بو قابی اوینویا - اوینویا یووار.

سؤزو یوموشاق - یوموشاق دئی کی آدامین آجیغی توتماسین.

من اوندان گوله - گوله سوروشدوم.

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 11:43 |

اقسام قید از جهت معنی

 

قیدها را از این جهت که معنی آنها مربوط به چه امری باشد نیز به دسته هایی تقسیم می کنند و برای هر دسته عنوانی قرار می دهند .

قید از جهت معنی اقسام گوناگونی دارد :

 

1 – قید زمان : قیدی است که معنی آن به زمان مربوط می شود و یا اوقات فعل را بیان می کند .

مانند :

شب باران آمد . گئجه یاغیش یاغدی .

بعضی وقتها باران می بارد . هردن یاغیش یاغیر .

گئجه ، هردن ، دونه ن ، بوگون ، ساباح

 

2 – قید مکان : قیدی که معنی آن به مکان مربوط می شود قید مکان نام دارد .

مانند :

حسن اینجا نشسته بود و احمد آنجا .

حسن بوردا اوتورموشدو و احمد اوردا

بورا ، اورا ، ساغ ، سول ، آشاغی

 

3 – قید مقدار : قیدی که معنی آن به اندازه و مقدار مربوط می شود قید مقدار نام دارد .

مانند :

دیشب باران کم کم می آمد اما امروز زیاد بارید .

دونن یاغیش یاواش یاواش یاغیردی آمان بوگون چوخ یاغدی .

چوخ ، آز ، بیرخیردا ، بول  

 

4 – قید کیفیت : قیدی که معنی آن به کیفیت مربوط می شود قید کیفیت نام دارد .

مانند :

احمد خوب کار می کند . احمد یاخشی ایشلیر .

احمد به آرامی کار می کند . احمد یاواش ایشلیر .

یاخشی ، یاواش

 

5 – قید حالت : حالت فاعل یا مفعول را در حین انجام دادن یا انجام گرفتن کار بیان می کند .

مانند :

مرد مجروح افتان و خیزان  ( حالت فاعل ) خود را به پشت درخت رسانید . یارالی کیشی آشا آشا اؤزونو آغاجین دالیسینا یئتیردی .

کودک را گریان ( حالت مفعول ) دیدم . اوشاغی آغلییاراق گؤردوم .  

 

6 – قید تاسف : قیدی که تاسف گوینده را از وقوع فعل یا از واقع نشدن آن بیان می کند قید تاسف نام دارد .

افسوس که نامه جوانی طی شد .

حیف که نتوانستم شما را ببینم .

 

7 – قید تعجب : قیدی که تجب را می رساند قید تعجب است .

مانند : عجبا ! عمر آدمی زود به پایان می رسد .

واخسئی ! یوخ بابا ! دوغوردان ! پیی ! 

 

8 – قید تصدیق و تاکید :  قیدی که تاکید و تصدیق را می رساند قید تاکید است .

البته ، صد در صدر ، حتما

البته ، یوزه یوز ، حتما

 

9 – قید پرسش

مانند :

چگونه این کار را انجام دادی ؟

نئجه؟  ، نییه ؟

 

10 – قید شک و تردید

مانند :

شاید فردا بروم .

دییه سن ، ائله بیل ، بلکی ده

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 14:4 |

قید ساده – قید مرکب

 

قید ساده : قیدی است که فقط از یک واژک ( کوچکترین جزئ معنی دار زبان ) ساخته شده است

مانند :

هرگز ، هنوز ( قدهای مختص )

خوب ، روز ، شب ، مگر ( قید مشترک )

قید مرکب : قیدی است که از دو یا چند واژه و یا واژک ساخته شده اشت . قید مرکب را می توانیم به جز های معنی دار تقسیم کنیم .

مانند :

هر روز ، مردانه ، در جمله های زیر

من هر روز سر کار می روم . ( هر + روز )

سربازان شجاعانه مقاومت کردند . ( شجاع + انه )

....

بعضی از پسوندها وقتی به آخر صفت یا اسم اضافه می شوند قید می سازند . ( انه – و – کی )

شجاعانه ، دلیرانه ، کنجکاوانه ، مخلصانه  ، خوشبختانه ، متاسفانه ، شبانه ، دزدکی ، یواشکی ، طفلکی ، زورکی

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 13:14 |

قید مشترک

 

قید مشترک : بعضی از اسمها و صفتها و کلمه های دیگر گاهی در جمله نقش قیدی پیدا می کنند . به این قیدها ، قید مشترک می گوئیم . پس می توانیم بگوئیم که قید مشترک در واقع قید نیست .

مانند :

1 - احمد شب به خانه برگشت .

شب ، اسم است اما در این جمله قید واقع شده است .

احمد گئجه گلدی .

2 – علی خوب می نویسد .

خوب ، صفت است . اما در این جمله قید شده است .

حسن یاخشی یازیر .

3 – کی به خانه می آیی ؟

کی ، ضمیر پرسشی است . اما در اینجا قید شده است .

نه واخت ائوه گله جه کسن ؟

4 – مگر مسئله را حل نکرده ای ؟

مگر ، حرف است . اما در اینجا قید شده است .

به یم مسئله نی کؤزمه دین ؟

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 23:53 |

قید

 

واژه ای است که به مفهموم فعل اضافه می شود و توضیحی درباره فعل می دهد .

مانند :

علی تند آمد .

علی دوان دوان آمد

علی بیرون رفت .

کلمه « تند : و « دوان دوان » چگونگی آمدن علی را بیان می کند . و آن را به معنی جدید وابسته و مقید می کند .

به جز این ، واژه ای که به مفهوم صفت ، مسند ، قید و یا مصدر چیزی اضافه کند و درباره آن توضیحی بدهد قید نامیده می شود .

...

قید برای صفت :

شاگرد  بسیار کوشا   

در اینجا « بسیار » قید است و « کوشا » برای شاگرد صفت است .

...

قید برای مسند :

او بسیار کوشاست .

در این مثال « بسیار » قید است و « کوشا » مسند است .

...

قید برای قید دیگر :

او بسیار خوب می خواند .

در این مثال « خوب » قید برای « می خواند » است . و « بسیار » برای « خوب » قید است

...

قید برای مصدر :

تا به حال تند رفتن او را ندیده بودم .

در این مثال « تند » قید است و « رفتن » مصدر است .

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:19 |
Click here to join Forough
با فروغ هم‌راه شويد